2967 . « هيچ تجارتى مانند عمل نيكو نيست . »
2968 . « هيچ خيرى در عمل نيست ، مگر همراه با يقين و پارسايى باشد . »
بيان
از مجموع آيات و روايات و بيانات گذشته روشن مىشود ، علمى كه خداوند به مردم مىدهد ، منحصر به امور مادى نيست ؛ بلكه از نظر دين اسلام ، مقصود تمام علومى است كه براى هدايت مردم در امور مادى ، معنوى ، ظاهرى و باطنى از طريق قرآن و سنت رسيده و والاترين ، ارزشمندترين و واجبترين آنها بر - يكايك - مردم همان علم توحيد است كه شامل علم به خداوند متعال و صفات عاليه و اسماى حسناى حق است كه خداوند با فرستادن كتابهاى آسمانى و پيامبران و با راهنمايى ائمه - عليهمالسّلام - به ما تعليم فرموده است .
پس مقصود از علم در كلام خداوند ، اين علم و شناخت عبوديت و آداب آن است و نيز علمى است كه عمل به آن بر ما واجب است و نتايجى را كه در ادامه حديث فرموده است ، براى ما به بار مىآورد .
عقل نيز گوهر گرانبهايى است كه انسان به آن آراسته شده تا از تاريكىهاى جهل و گمراهى نجات يابد و معارف الهى را درك كند .
اما در توضيح معنى اولين و آخرين و علم آنها بايد گفت :
شايد مقصود از اوّلى ، همان پيامبران و جانشينان آنها و منظور از دومى هر علمى باشد كه بر پيامبر و جانشين او لازم است كه در امر نبوت و هدايت آن را بداند ، يعنى براى بندهاى كه به علمش عمل كند - هر چند نه پيامبر است و نه جانشين پيامبر - اين علم پيامبران و جانشينان آنها به اندازهء ظرفيتش فراهم شود ، چنانكه دربارهء سلمان فارسى آمده است : « سلمان ، درياى علم است كه تمام شدنى نيست . سلمان ، به علم اول و آخر مخصوص و مفتخر شده است . » فضل بن يسار
سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى) — صفحة 113
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١١٣