2366 . « اگر خدا را دوست داريد ، دوستى دنيا را از دلهاتان بيرون كنيد . »
2367 . « آفت نفس ، شوق به دنياست . »
2368 . « دوستى دنيا ، منشأ تمام اشتباهات است . »
2369 . « اگر دنيا پسنديده بود ، به دوستان خدا اختصاص مىيافت ، امّا دلهاى آنها را از آن بيزار كرد . »
2370 . « هر كه از بهرههاى دنيا دورى كرد ، بزرگى يافت . »
بيان
در توضيح اين بخش از حديث ، توجه به اين مطلب كافى است كه هر كس عنايت خاص خداوند در عملش به خشنودى او ، وى را شامل شود تا شكر بدون جهل و ذكر بدون فراموشى به او داده شود و به مرتبهاى از محبت برسد كه محبت مخلوق را بر محبت خداوند متعال برنگزيند ، ديدهء دلش به جلال و عظمت الهى باز شود ، علم بندگان خاص خدا از او پنهان نماند و خداى متعال در تيرگى شب و روشنايى روز با او مناجات كند و به ديگر كمالاتى كه خداوند سبحان در اين قسمت ذكر فرموده ، آراسته گردد .
چگونه گرايش و محبت به دنيا خواهد داشت با اينكه مىداند هر زندهاى مىميرد و خداوند متعال است كه زندهء جاويد و باقى است ؟
و روشن است كه معنى بىميلى و بىرغبتى به دنيا اين نيست كه دنيا و آنچه را در آن است ، حتى براى ادامهء زندگى دنيايى دوست نداشته باشد ، بلكه منظور اين است كه دنيا را براى دنيا و مستقلًا و با توجه به فناپذيرى آن نمىخواهد ، بنابراين اگر تمايل به دنيا در جهت آخرت يا خداوند متعال و محبت و رضاى او و از دنيا در اين امور و ادامه حيات و رفع نيازهاى دنيوى بهرهگيرى شود - چنانكه دين مبين
سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى) — صفحة 255
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٢٥٥