دادى كه حقى ادا كنم يا از آن منع نمايم ، نه رزقى بيش از حد كفاف برايم مقدّر فرمودى .
خداوند مىفرمايد : بندهء من راست گفت ، راه را برايش باز كنيد تا وارد بهشت شود و ديگرى ( بندهء مالدار ) مىماند تا اينكه آن قدر عرق از او سرازير مىشود كه اگر چهل شتر آن را بنوشند ، سير مىشوند ؛ آنگاه وارد بهشت مىشود . سپس بندهء تهيدست به او مىگويد : چه چيز تو را نگه داشت و از ورود سريع به بهشت مانع شد ؟ بندهء مالدار مىگويد :
طولانى شدن حساب ، پيوسته در مورد چيزى از من سؤال مىشد ، بخشيده مىشدم ، باز چيز ديگرى به ميان مىآمد تا اينكه خداوند بزرگ مرا مشمول رحمت خود فرمود و به توبهكنندگان ملحق كرد . حال بگو تو كيستى ؟ تهيدست مىگويد : من همان تهيدستى هستم كه پيش از اين با تو بودم . مالدار مىگويد : بعد از تو ، نعمتها مرا دگرگون كرد . »
2260 . از تفسير على بن ابراهيم قمى در مورد آيهء
( وَ امْتازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ )
؛ ( و اى گناهكاران ، امروز [ از بىگناهان ] جدا شويد . ) نقل شده است : « وقتى خداوند در قيامت ، مردم را جمع مىكند ، همه روى پا ايستاده مىمانند ، به طورى كه عرق سر و رويشان را فرا مىگيرد و از تحرك ، بازشان مىدارد . پس ندا مىكنند : پروردگارا به حساب ما برس ، اگر چه كه ما را به آتش ببرى ، پس خدا بادى را بر مىانگيزد و منادى ندا مىدهد : اى تبهكاران ، امروز از هم جدا و شناخته شويد ، پس آنها را مشخص و ممتاز مىكند ، تبهكاران به آتش و هر كه در دلش ايمانى است ، به بهشت مىرود . »
2261 . امام باقر - عليهالسّلام - فرمود : « خداوند روز قيامت ، به اندازهء عقلى كه به بندگان داده ، در حساب آنها دقت به خرج مىدهد . »
بيان
پيش از اين ، بيان اين كه خداوند چگونه در اين عالم به بندگان دوستدار خودش محاسبه ثروتمندان ، تهيدستان ، نادانان و دانشمندان را نشان مىدهد گذشت . در كتاب روضهء كافى نيز روايتى طولانى متناسب با اين بحث آمده است كه به خاطر پرهيز از طولانى شدن آن را نقل نمىكنيم . هر كس طالب اطلاع بيشترى در باره هول و هراس قيامت است ، به آن روايت مراجعه نمايد .