تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
براى آشنايى با گستردگى عنايت الهى براى اين افراد ، دانستن دو مطلب ضرورى است . مطلب اول : مسلّم است بندگان خاص همان پيامبران و جانشينان آنان - عليهم‌السّلام - و سپس دنباله روان و نظاير ايشان هستند و در رأس آن‌ها پيامبر ما - صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم - و امامان - عليهم‌السّلام - قرار دارند . مطلب دوم : همان گونه كه از متونى كه در توضيح اين بخش از حديث در بيان حقيقت علوم پيامبران و جانشينان آن‌ها ذكر شد ، به روشنى معلوم است ، مقصود از اين علوم ، علوم مربوط به ادارهء امور زندگى طبيعى كه همه اشياء و به خصوص انسان ، به طور تكوينى از آن آگاهند و خداوند در آيه : « همان كسى كه اندازه‌گيرى كرد و هدايت نمود » و نيز « كسى كه به هر موجودى ، آن چه را لازمه آفرينش او بود داده ، پس رهبريش كرده است » ، به آن‌ها اشاره فرموده ، نيست ؛ بلكه مقصود ، علومى است كه از ديگران پنهان است . از همين جا ، ضرورت تلاش براى شناختن حقيقت علومى كه عموم مردم از آن محرومند ، معلوم مىگردد تا روشن شود ، پنهان نكردن علم بندگان خاص از كسانى كه بر رضاى خدا علم مىكنند ، عنايت بزرگ و مقام بلندى است كه از ناحيه خدا به آنان اعطا مىشود . اما در مورد امكان دستيابى انسانى عادى به تمام علوم انبياء ، اولياء و بندگان خاص خداى سبحان ، بايد گفت كه در اين بخش از حديث ، هيچ دلالتى بر آشكارشدن و مخفى نبودن تمام علوم بر عاملين به رضاى الهى وجود ندارد ، بلكه خداوند سبحان مىفرمايد : « من علم بندگان خاصّم را از او پنهان نمىكنم . » و چنان‌كه پيداست اين سخن ، دلالت بر عموم نمىكند ، آرى ممكن است كه انسان به قدر ظرفيت و استعداد و قابليت معنوى خودش به كمالى از كمالات پيامبران و جانشينان ايشان برسد و در عين حال ، پيامبر و جانشين پيامبر هم نباشد ؛