دارم مؤمن ، آنگاه كه به نماز مىايستد ، با تمام وجود به خداوند متعال توجه كند و دل را به دنيا مشغول ندارد . هيچ بندهاى نيست كه در نماز توجه قلبى به خداوند متعال پيدا كند ، مگر اينكه خداوند روى عنايت خويش به جانب او مىكند ، به واسطهء محبت خويش نسبت به او ، دلهاى مؤمنان را متوجّه او مىكند . »
409 . يونس بن ظبيان مىگويد : امام صادق - عليهالسّلام - فرمود : « بدان كه نماز ، امان خدا در زمين است ؛ پس هر كس مىخواهد بفهمد كه چه بهرهاى از نمازش برده است ، بنگرد كه نمازش چه مقدار او را از زشتيها و بديها باز داشته است و هر كس مىخواهد بداند چه قدر و منزلتى نزد خداوند دارد ، ببيند خداوند چه منزلتى نزد او دارد . . . »
410 . از ابوحمزهء ثمالى نقل شده است كه امام زين العابدين - عليهالسّلام - را ديدم در حالى كه نماز مىگزارد ، عبا از دوشش افتاد و تا پايان نمازش آنرا درست نكرد . علّتش را از آن حضرت سؤال كردم ، فرمود :
« واى برتو ! مىدانى در حضور چه كسى بودم ؟ نماز بنده جز آن قدرى كه با توجه به جا آورده ، پذيرفته نيست . » گفتم : « فدايت شوم ، پس ما هلاك شدهايم . » فرمود : « نه اين طور نيست ، خداوند نقص نماز را براى مؤمنين ، با انجام نوافل ، جبران مىفرمايد . »
بيان
آيات و رواياتى كه ذكر شد در توضيح اين بخش از حديث كافى است . توجه و تنبّه اصلى در همهء آنها ، هشدار به اين مطلب است كه در حال نماز ، غفلت از خداوند شايسته و مورد قبول نيست و دلمشغولى به غير خداوند متعال در حال نماز ، موجب شگفتى خداوند متعال است .
البته معناى صحيح تعجب خداوند در اينجا ، مبالغه و تأكيد بر زشتى و شگفتىآور بودن غفلت نمازگزار از معبود خويش در نماز است و مقصود از تعجب ، شگفتى انسان نيست كه لازمهاش دگرگونى و تأثيرپذيرى نفس آدمى است ؛ چرا كه خداوند متعال از اين گونه تأثير و تأثرات منزه و مبرّاست .
سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى) — صفحة 295
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٢٩٥