239 . قال الصادق - عليهالسّلام - : « إن كان الشيطانُ عدوّاً ، فالغَفلة لماذا ؟ » « 1 » 240 . عن الرضا - عليهالسّلام - عن آبائه عن اميرِالمؤمنين - عليهمالسّلام - قال : « كلُّ ما داريد آشكار كنيد يا پنهان سازيد ، خداوند آن را به حساب و شماره آورد ، پس هر كه را خواهد بيامرزد و هر كه را خواهد شكنجه نمايد و خدا بر هر كارى تواناست . »
231 . « همانا ايمان آوردگان ، كسانى هستند كه به خدا و رسولش ايمان آورده و بعد از آن ، شك و دودلى به خود راه ندهند . »
232 . « به تحقيق ما انسان را آفريديم و آنچه نفسش او را به آن واداشته و تحريك مىكند مىدانيم و ما از رگ گردن به او نزديكتريم . آنگاه كه دو ملك دريافت كننده در چپ و راست ( آنچه از او صادر مىشود ) دريافت مىكنند ، هيچ سخنى را بر زبان نمىآورد ، مگر اينكه بر او مواظب و آمادهء دريافت هستند . »
233 . « بنام خداى بخشندهء مهربان ، بگو به پروردگار مردم و مالك و پادشاه آنان ، پناه مىبرم از شر شيطان وسوسه كننده كه در دلهاى مردم ( ميل به بدى و غير خدا را ) مىدمد و از شرّ شيطانهاى جنّى و انسى ( و پيدا و پنهان ) . »
234 . « اوست كه آرام و قرار را در دلهاى مؤمنان فرو افكند تا بر ايمانشان بيفزايد . »
235 . « در ميان مردم به حق حكم كن و از هوا و خواهش دل پيروى مكن كه تو را از راه خدا باز مىدارد . »
236 . « و امّا هر كس از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را از خواهش بازدارد ، همانا بهشت جايگاه اوست . »
237 . « آيا كسى كه خواهش خويش را خداى خود قرار داده و خدا او را با وجود اينكه ( به اينكه خدايى واجب الاطاعة غير از هواى نفس وجود دارد ) علم دارد ، گمراه نموده و بر گوش و دلش مهر نهاده و بر ديدهاش پرده كشيده است ، نگريستى ؟ چه كسى است كه بعد از خدا ( غير از خدا و بعد از اينكه به واسطهء عملش خدا ، گمراهش كرد ) او را هدايت كند ؟ آيا به اين امر ( كه غير از راه خدا همه راهها گمراهى است . ) متذكر نمىشويد ؟ »
238 . « اگر دعوت تو را پاسخ نگويند بدان كه ايشان دنباله رو خواهشهاى خود هستند و چه كسى گمراهتر از كسى است كه از هواى خويش بدون هيچ هدايتى از ناحيه خداوند دنباله روى مىكند . همانا خداوند گروه ستمكاران را به راه راست هدايت نمىكند . »
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، ج 70 ، ص 157 ، الرواية 1 .