تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
دو گرگ درنده از دو طرف به جان گله‌اى كه چوپان رهايش كرده بيفتند ، به اندازه‌اى كه دوستى مال و مقام به دين انسان ضرر مىزند ، به گلّه خسارت وارد نمىكنند . » 180 . اميرالمؤمنين - عليه‌السّلام - مىفرمايد : « شما را از دنيا بر حذر مىدارم . دنيا شيرين و سبز و خرم است ، با شهوات پوشيده شده است و به واسطه اين‌كه زود به دست مىآيد دوست داشتنى است ، با آرزوها آباد گشته و با فريب ، جلا مىيابد ، شادابى آن پايدار نيست و از ناملايماتش نمىتوان در امان بود ، فريب‌كار ، خسارت‌بار ، ناپايدار ، نابود شدنى است ، خورنده ( عمر و سرمايه و هستى . . . ) ، شبيخون زنندهء فتنه برانگيز است . آن‌گاه كه به سر حدّ نهايى آرزو و دلخوشى مشتاقانش مىرسد ، بيش از آن‌چه آيهء كريمهء قرآن مىفرمايد نيست : ( همچون آبى كه از آسمان فروفرستاديم و به واسطهء آن گياهان زمين در هم پيچيده شده و انبوه گشته ؛ پس ناگاه درهم شكسته و به تاراج باد رود و خداوند بر هر كارى تواناست . ) . . . چه بسا افرادى كه به دنيا اعتماد كرده‌اند و دنيا هستىاشان را نيست و نابود كرده و چه بسا افرادى كه بدان آرامش يافته‌اند ؛ اما دنيا آن‌ها را بر خاك افكنده و چه بسا افرادى كه از آن دورى كرده‌اند ؛ اما سرانجام نيرنگش در آن‌ها تأثير كرده است و اى بسا كسانى را كه جلال و شكوهى داشته‌اند ، به ذلت و پستى كشانده و اى بسا گردن كلفتان به خود بالنده‌اى كه ترسان و نيازمندشان كرده و بسا تاجورانى كه به رو ، بر زمينشان زده و خاك‌بوسشان كرده است . سلطنت و عزّت دنيا ، خوارى است . خوشى آن تيرگى ، گوارايى آن تلخى و شيرينى آن چون زهر است . زنده‌اش در آستانهء مرگ ، سالمش در شرف بيمارى ، قدرتمند آن در معرض ذلت و شكستگى و اقتدار آن از دست رفتنى است . سرافراز آن سرنگون ، آرامش آن واژگون و پناهندهء به آن ، جنگ‌زده است . تازه در پى اين امور ، آه و فغان مرگ ، ترس بازرسى و حضور در پيشگاه حاكم عادل است تا بدكاران به سزاى عمل بد خويش برسند و نيكوكاران پاداش كردار نيك خود را به نيكى دريابند . . . » 181 . نيز از آن حضرت نقل است كه مىفرمود : « پروردگارا ، از تو دنيا گريزى و دنياستيزى را مىطلبم كه خير و خوبى آن اندك و شرّ و بدى آن مايه دشمنى آدمى است . صفاى آن به تيرگى مىگرايد و نو و تازه‌اش كهنه مىشود . از دست رفته‌اش را اميد بازگشت نيست و به دست آمده‌اش ، موجب فريب و فتنه است ؛ مگر براى كسى كه