كه مىداند هر سالكى را از كدام راه و با چه زاد و توشهاى به سوى خود بخواند ، به روز راهش برد يا به شب سيرش دهد و اگر به شب سيرش دهد سرّ اين اسراء « 1 » چيست ، امّا بعد از معشوق ، رسولان و قاصدان او رهشناسانند كه راه را رفتهاند و بر بايد و نبايدهاى آن واقفند و پير راهند و ناخدايان سفينهء خداجويى و حاملان سرّ اين اسراء .
سرالاسراء مجموعهء بايدها و نبايدهاى زنده ماندن و زندگى كردن به حيات حقيقى و حركت در مسير سرمنزل معشوق و معبود است كه هيچ سالك مسير معبود از آن بى نياز نيست و هيچ بى نياز از آن ، سالك مسير معبود نيست .
سرالاسراء مجموعه بايدها و نبايدهايى است كه صدور آن از ناحيه حضرت حق و معشوق حقيقى و دريافت آن توسط رسول حق و ابلاغ آن هم از ناحيه اوست و همين است كه وصف بى شائبهترين ، خالصترين و دقيقترين دستورالعمل حركت سالك در بارهء آن صادق است و شايد از همين رو و از آن جا كه جميع زاد و راحله سالك و موانع سير و مراحل آن را به نحو جامع بيانگر است مورد عنايت اهل معرفت قرار گرفته است .
حركت در مسير دسترسى به دامن محبوب را مقدمات ، شرايط و لوازمى است كه :
ضرورت و احساس نياز جدى ، تعيين هدف و توجه دائمى به آن ، يافتن هادى و دستگيرى كننده ، فراهم كردن زاد و توشه سفر ، شناخت موانع ، عزم و ارادهء آهنين و صبر و استقامت از آن جمله است و اين همه را در مكتب اهل بيت - عليهمالسلام - بايد جست و ملازمت پيوسته و پاى به پاى ايشان بايد داشت كه ملحق شدن به حقيقت تنها به اين ملازمت ممكن است و تقدم بر ايشان يا تأخر از آنان را جز خروج از مسير و نابودى ، سرانجامى نيست .
سرالاسراء ( سيرى به سوى انسانيّت ) كتاب حركت به جانب معبود بر مرام اهل بيت - عليهمالسلام - است كه حجة الحق آية اللَّه حاج شيخ على سعادت پرور ( پهلوانى تهرانى )
هامش
( 1 ) اسراء در لغت به معنى به شب راه بردن و در شب حركت دادن كسى است .