تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
قَرَن : 1 . ميقاتگاه اهل نجد ؛ 2 . روستايى در نزديكى طائف ؛ 3 . نام جدّ به نام قَرَن . قَرَوى : منسوب به : 1 . قَيْروان ، بلدى در مغرب ؛ 2 . قريه ، بلدى در شام ؛ 3 . قريه ، بلدى در اصفهان . قَزّاز : فروشنده‌ى ابريشم و يا پيله‌ى آن . قُزدارى : منسوب به قُزدار ، ناحيه‌اى واقع در هند . قزوين : شهرى در دامنه‌ى جنوبى كوه‌هاى البرز ايران . قسطلانى : منسوب به : 1 . قَسْطَل موضعى بين حمص و دمشق در كشور سوريّه ، بلكه ناحيه‌اى در همان جا ، اگر لام قَسْطَلانِىّ بدون تشديد خوانده شود ؛ 2 . قَسْطَلَّة شهرى در انْدُلُس ، اگر با تشديد قرائت شود . قسطنطنيه : شهر بندرى معروف در تركيه ، كه نام فعلى آن استامبول مىباشد . قشقايى : منسوب به ايل معروف قشقايى . قشم : بندرى در جنوب ايران . قُشَيرى : منسوب به قبيله‌ى بزرگ بنى قُشَيْر كه علماى بسيارى بدان منسوب هستند . قَصّار : گازُر و جامه‌شوى . قصرى : منسوب به قَصْرِ ابن هُبَيْرَة ، كاخى در نزديكى پل سُورا واقع در نزديكى حلّه عراق . قطيفى : منسوب به قَطيف شهرى از ناحيه‌ى احْساء واقع در ساحل شرقى حجاز ( عربستان ) . قفقاز : سرزمينى بين كوهستانى بين بحر خزر و بحر اسود كه اينك جمهورى آذربايجان ، گرجستان و ارمنستان را شامل مىشود . قلانسى : 1 . منسوب به قَلانِس ، جمع قَلَنْسُوة و يا قُلَنْسِيَة به معناى كلاه مخصوص و شب كلاه و عرق چين ، به اعتبار اين كه شخص و يا يكى از اجداد او به شغل ساختن و درست كردن آن اشتغال داشته است ؛ 2 . منسوب به قَلَنْسُوَة ، دژ و قلعه‌اى در نزديكى رمله فلسطين . قلندر : پيراسته از علايق دنيوى و ماسوى اللَّه تعالى .