قَرَن : 1 . ميقاتگاه اهل نجد ؛ 2 . روستايى در نزديكى طائف ؛ 3 . نام جدّ به نام قَرَن .
قَرَوى : منسوب به : 1 . قَيْروان ، بلدى در مغرب ؛ 2 . قريه ، بلدى در شام ؛ 3 . قريه ، بلدى در اصفهان .
قَزّاز : فروشندهى ابريشم و يا پيلهى آن .
قُزدارى : منسوب به قُزدار ، ناحيهاى واقع در هند .
قزوين : شهرى در دامنهى جنوبى كوههاى البرز ايران .
قسطلانى : منسوب به : 1 . قَسْطَل موضعى بين حمص و دمشق در كشور سوريّه ، بلكه ناحيهاى در همان جا ، اگر لام قَسْطَلانِىّ بدون تشديد خوانده شود ؛ 2 .
قَسْطَلَّة شهرى در انْدُلُس ، اگر با تشديد قرائت شود .
قسطنطنيه : شهر بندرى معروف در تركيه ، كه نام فعلى آن استامبول مىباشد .
قشقايى : منسوب به ايل معروف قشقايى .
قشم : بندرى در جنوب ايران .
قُشَيرى : منسوب به قبيلهى بزرگ بنى قُشَيْر كه علماى بسيارى بدان منسوب هستند .
قَصّار : گازُر و جامهشوى .
قصرى : منسوب به قَصْرِ ابن هُبَيْرَة ، كاخى در نزديكى پل سُورا واقع در نزديكى حلّه عراق .
قطيفى : منسوب به قَطيف شهرى از ناحيهى احْساء واقع در ساحل شرقى حجاز ( عربستان ) .
قفقاز : سرزمينى بين كوهستانى بين بحر خزر و بحر اسود كه اينك جمهورى آذربايجان ، گرجستان و ارمنستان را شامل مىشود .
قلانسى : 1 . منسوب به قَلانِس ، جمع قَلَنْسُوة و يا قُلَنْسِيَة به معناى كلاه مخصوص و شب كلاه و عرق چين ، به اعتبار اين كه شخص و يا يكى از اجداد او به شغل ساختن و درست كردن آن اشتغال داشته است ؛ 2 . منسوب به قَلَنْسُوَة ، دژ و قلعهاى در نزديكى رمله فلسطين .
قلندر : پيراسته از علايق دنيوى و ماسوى اللَّه تعالى .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 374
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٧٤