تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
اسكاف سُفلى ، ناحيه‌اى در نهروان بين بغداد و شرق واسِط در عراق ، كه گروهى به يكى از اين دو مكان منتسب هستند ؛ 2 . منسوب به اسكافِ بنى جُنيد ، ناحيه‌اى است در بغداد به سمت نهروان ، از سَواد عراق ( روستاهاى ميان بصره و كوفه و حوالى آن دو ) ؛ 3 . بافنده و يا فروشنده‌ى جوراب ؛ 4 . فروشنده‌ى ابريشم و جامه‌ى ابريشمى ، و يا جامه‌ى بافته شده از پشم و ابريشم ؛ 5 . فروشنده‌ى لباسى كه از موى حيوانى به نام خَز درست شده باشد ؛ 6 . نجّار و درودگر ؛ 7 . هر پيشه و سازنده‌اى كه با آهن ابزارى را بسازد ؛ 8 . ماهر و زبر دست و استاد ؛ 9 . منسوب به اسْكُفّة و چوبه‌ى زيرين و آستانه‌ى در . اسكدارى : منسوب به اسكدار ، شهرى در بلاد روم . اسكندرى : منسوب به اسكندريّه . اسكندريّه : شهر بندرى معروف واقع در مصر . اسكويى : منسوب به اسكو از توابع تبريز . اسكيبى : منسوب به اسكيت ، نام جدّ . اشبيلى : منسوب به اشبيلية ، شهرى بزرگ از بلاد اندَلُس . اشترى : منسوب به : 1 . جدّ به نام اشتر ؛ 2 . شهرى در نزديكى هَمَدان و نهاوند . اشتهارد : شهرى از توابع تهران . اشمولى : منسوب به جدّ به نام اشمول . اشمونى : منسوب به شهر باستانى و قديمى اشمون و يا اشمونين واقع در صَعيدِ مصر . اشْنانى : 1 . منسوب به محلّه‌اى به نام اشْنان در بغداد ؛ 2 . منسوب به قنطرة الأشنانىّ بغداد ؛ 3 . كسى كه پيشه‌اش خريد و فروش اشنانى و يا اشنان ( گياهى كه دست را با آن مىشويند ) . اشنوى : منسوب به اشنو شهرى در آذربايجان . اشهلى : منسوب به جدّ به نام اشهل . اصطخرى : منسوب به اصطخر شهرى قديمى و معروف واقع در جنوب غربى ايران در نزديكى شيراز كه مخروب گرديده است . اصطهبان : مركز شهرستان اصطهبانات واقع در جنوب درياى بختگان فارس .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 334 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)