گفتار
- « ليس فى هذه الأمّة رياء خالص و لا كبر خالص ، فقيل له : لماذا ؟ فقال : لاكبرَ مع السّجود ، و لا رياءَ مع التّوحيد . »
در اين امّت ، رياى خالص و تكبّر خالص وجود ندارد ، سؤال شد براى چه ؟ گفت : با سجده تكبر نيست و با توحيد ريا نمىباشد . « 1 »
( 3891 ) يونس بن عبيد
از اخيار و ابرار و اتقيا است كه سال 139 از دنيا رفت .
گفتار
- « يُعرف ورعُ الرّجل فى كلامه إذا تكلّم . »
ورع انسان در سخنش هنگام سخن گفتن شناخته مىشود .
- « البرّ كلّه قد يشوبه شيىء إلّاما كان مِن حِفظ اللّسان ؛ فإنّه من البرّ و لا يشوبه شيىء ؛ و ذلك لأنّ الرّجل قد يكثر الصّلوة والقيام ، و يفطر على الحرام ، و يقوم اللّيل و يرائى بذلك ، و يقع فى اللّغو و شهادة الزّور ، و إذا حفظِ لسانه أن يبر عملُه كلُّه . »
تمامى نيكىها گاهى با چيزى مخلوط مىشود ، مگر آن چه از حفظ زبان باشد ؛ زيرا آن نيكى است كه با آن چيزى مخلوط نمىشود ؛ چون انسان گاهى نماز و روزهاش زياد مىشود و بر حرام افطار مىكند و شب بر مىخيزد و با آن رياء مىكند و در لغو و شهادت باطل واقع مىشود و وقتى زبانش را حفظ كند اميد دارم كه تمامى عملش نيك شود .
- « خصلتان إذا صلحتا من العبد صلُح ما سواهما : أمر صلاته و لسانه . »
دو خصلت است كه وقتى براى بنده صالح شد غير از آن صالح خواهد شد : امر نماز و زبانش .
هامش
( 1 ) . طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 31 .