تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
فضيل بن عياض - متوفى به سال 187 - بود . چون پيش او سخن از مرگ و مردن مىنمودند ، مفاصلش به اضطراب مىافتاد و رعشه در آن ظاهر مىگشت . به وى گفتند : از تنهايى و كناره‌گيرى از مردم وحشت نمىكنى ؟ گفت : چگونه وحشت داشته باشم و حال اين كه خداوند مىگويد : « 1 » گفتار - در بعضى از كتب خوانده‌ام كه خداوند مىفرمايد : « أيّها الصدّيقون ، بى فافرحوا ، وبذكرى فتنعّموا . » اى كسانى كه بسيار صادق هستيد به من خوشحال شويد و به ياد من بهره‌مند شويد . - « أوّل العلم الإنصات ، ثمّ الاستماع له ، ثمّ حفظه ، ثمّ العمل به ، ثمّ بثّه . » اول علم ساكت شدن ، سپس گوش دادن به آن است ، سپس حفظ آن ، سپس عمل به آن و سپس پخش آن است . - « شُغل الموت قلوب المتّقين عن الدنيا ، فواللَّه ما رجعوا منها إلى سرور بعد معرفتهم بكربه وغصصه . » مرگ ، دل متقين را از دنيا مشغول مىكند ، پس به خدا سوگند ايشان از دنيا رجوع نمىكنند به خوشحالى بعد از شناختشان به ناراحتىها و غصه‌هاى آن . - « إنّ أصحاب الأهواء قد أخذوا في تأسيس الضلالة وطمس الهدى ، فاحذَروهم . » همانا اصحاب هواى نفس در تأسيس گمراهى و نابود كردن هدايت شروع كردند ، پس از ايشان برحذر باش . « 2 »
هامش
( 1 ) . من همنشين كسى هستم كه مرا ياد كند . ( 2 ) . حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 8 ، ص 217 .