تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
ديوان اشعار ، رساله‌ى زاد المسافرين و دستور اعظم و سعادت نامه و مثنوى روشنايى نامه و دو ديوان عربى و عجمى منظوم كه اكثر نصايح و پند و اندرز و مدايح رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - و اهل بيت و على بن ابيطالب - عليهم‌السّلام - است . شعر
- ما ذات نهاده بر صفاتيم همه * عين خرد و سخره‌ى ذاتيم همه تا در صفتيم ، در مماتيم همه * چون رفت صفت همه ، حياتيم همه « 1 »

( 3685 ) ناصرالدّين بمى « 2 »

اهل معرفت و از شاگردان اخلاقى و صاحب اجازه و از نوّاب سيد نعمت اللَّه ولى - متوفى به سال 834 - است . « 3 »

( 3686 ) ناصرالدّين جعبرى سروجى « 4 »

يكى از اكابر رجال و رؤساى اوليا و اجلّاى صلحا ، صاحب كرامات است كه سال 508 در سروج به سر مىبرد . « 5 »
هامش
( 1 ) . طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 248 ؛ رياض العارفين ، ص 391 . ( 2 ) . بمى : منسوب به بَمّ از توابع استان كرمان . ( 3 ) . ر . ك : شرح حال سيّد . ( 4 ) . جعبرى : منسوب به جَعْبَر ، قلعه و دژ قديمى ، واقع در فيما بين رَقّه و باليس در كنار رود فرات در كشور سوريّه ؛ سَروج : بلدى واقع در نواحى حرّان از بلاد جزيره ، اسم خاص بلد خاص به نام جزيره‌ى ابن عمر و چندين بلد ديگر از جمله موصل ، سِنجار ، حَرّان ، رقّه ، رأس العين ، آمُد و ميافارقين كه بين دجله و فرات واقع هستند و به همين دليل به آن‌ها اسم جزيره اطلاق شده است . ( 5 ) . كرامات الأولياء .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 232 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)