« ما قانون الذّكر ؟ »
قانون ذكر چيست ؟
وى گفت :
« وجود إفراده مع معرفة أوصافه . »
وى گفت : توجه به يكتايى او با شناخت اوصافش .
- به اصفهان كه آمد ، نوجوانى به صحبت وى پيوست ، امّا پدرش وى را از اين كار مانع شد . جوان بيمار شد ، روزى عمر بن عثمان با جمعى از اصحاب به عيادت وى آمدند ، جوان درخواست كرد چيزى بخواند ، عمر به قوّال اشارت كرد بخواند و او اين بيت را بخواند :
مالى مرضتُ ، فلم يَعدنى عائد منكم * و يمرض عبدُكم ، فأعود
چرا مريض شد ، كسى از شما به عيادت من نيامد در حالى كه وقتى بندهى شما
مريض مىشود ، من عيادتش مىكنم .
چون بيمار اين كلام بشنيد برخواست و بنشست و شدّت بيمارى وى تخفيف يافت ، عمر باز به قوّال اشاره كرد ، قوّال اين بيت بخواند :
و أشدّ مِن مرضى علىّ صدودكم * و صدودُ عبدكم علىَّ شديد
و شديدتر از مرضم بر من مانع شدن شماست و مانع شدن بندهى شما بر من
سخت است .
جوان بيماريش خاتمه يافت و برخواست ، پدر چون چنين ديد ، از كرده خود پشيمان شد و جوان را به عمر تسليم كرد .
گفتار
- « المروّة ، التغافل عن زلَل الإخوان . »
جوانمردى ، غفلت كردن از لغزش برادران است .