تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١

( 3044 ) ابوالميامن ، شيخ شرف‌الدّين حاجى محمد جنوشانى « 1 »

از اهل كمال و معرفت و صاحب علوم ظاهرى و باطنى است كه از اول جوانى تا زمان كهولت ، به تقوى و ورع و اوصاف حميده و اخلاق پسنديده متّصف بود . و آداب شريعت و سلوك را رعايت مىنمود . از اوايل جوانى ميل به سلوكش بيشتر بود ؛ ولى پدرش امر كرد كه اول بايد به طلب علم پرداخت سپس سلوك . ابتدا به صحبت رشيدالدّين محمد بيدوازى رسيد ، وى هم سفارش پدرش را تأكيد نمود ، از اين رو چند سالى در هرات به تحصيل علوم ظاهرى پرداخت ، اما هنگامى كه داعيه سلوك در وى قوى شد ، رشيدالدّين از دنيا رفته بود ، بنابراين به صحبت شيخ شاه على بيدوازى رسيد و نزد وى به برنامه سير و سلوك پرداخت . شيخ هم دختر خود را به عقد وى درآورد . پس از آن به ولايت جام رفته و به صحبت شيخ عبدالعزيز جامى رسيد و به تربيت سالكين مشغول گرديد . عزيمت خوارزم نمود ، اما مريض شد وقتى به شهر وزير - كه يكى از بلاد خوارزم است - رسيد ، چشم از جهان فرو بست . وفاتش سال 937 واقع گرديد و مزارش در آن شهر است . از آخر شعر ذيل و عبارت متن معلوم مىشود خدمت محمد و على ، هر دو شاگردى نموده است . شعر
اى بر سر هر كوى ز تو گفت و شنيدى * وى راز تو در خلوت هر پير و مريدى تنها نه منم كشته به تيغ غم عشقت * افتاده چو من بر سر هر كوچه شهيدى از شورش عشق تو بهر سوخته داغى * وز زخم فراغ تو بهر سينه قديدى
هامش
( 1 ) . حاجى : 1 . كسى كه مناسك حج را به جا آورده است ؛ 2 . منسوب به جدّ به نام حاج ؛ جنوشانى : همان قوچانى است و قوچان از شهرهاى استان خراسان مىباشد .