كند تا چون به آن جا رود ، متوحّش نباشد و مناسبت با آن به دوام ذكر آن حاصل شود ، از ذكر خداى و عالم اعلى مىآساييد چنان چه مردمان ديوانهى دنيايند شما ديوانه خداى مىباشيد .
- اى اخوان ! چون شما مىدانيد كه اين دنيا با شما نمىماند و زود پشت بر شما خواهد كرد ، چه در وفاى او عمر به سر مىبريد ؟ با بىوفايان وفادارى كردن بر خود ستم كردن است ، دل از او خالى كنيد و از مهر او بگسليد ، زود است كه داخل فراموشان خواهيد شد كه كسى از شما نام نبرد و نشان ندهد .
- چندان خداى - عزّوجلّ - را ياد بايد كرد كه خود را در آن ياد فراموش كنند ، آن گاه هستىايى تازه از آن ياد ذاكر را بازديد شود ، خداى را - عزّوجلّ - بر چنان هستىايى كه از ياد او باز ديد آيد غيرت نيايد و باقى گذارد و إلّا هر هستى كه جز آن است ، غيرت وحدانيّت به تيغ قهر آن را دو نيم گرداند ، « قال اللَّه تعالى :
أَ لَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ * ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرِينَ * كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ
« 1 » ؛ ( خداوند متعال مىفرمايد : مگر پيشينيان را هلاك نكرديم ؟ * سپس از پىِ آنان پسينيان را مىبريم * با مجرمان چنين مىكنيم . ) در پناه ذكر گريز و ميان خود و فنا سپرى از ذكر درآويز .
- از جستجوى دل گمشده خويش كه نخست در چاه تن افتاده و از آن جا به دست قواى نفسانيه به اسيرى رفته باز نمىبايد ايستاد ،
يا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخِيهِ وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ
« 2 » ؛ ( اى پسران من ، برويد و از يوسف و برادرش جستجو كنيد و از رحمت خدا نوميد مباشيد ، زيرا جز گروه كافران كسى از رحمت خدا نوميد نمىشود . )
- قدر خود بشناسيد و احسن تقويم خود را به اسفل سافلين مسازيد .
- كس در معامله با خداى زيان نكرده ، مترس و دل قوى دار و از جاى مرو .
هامش
( 1 ) . سورهى مرسلات ، آيات 18 - 16 .
( 2 ) . سورهى يوسف ، آيهى 87 .