مكاتيب وى ظاهر مىشود كه از شاگردان اخلاقى شيخ زينالدّين جعفر خوافى خراسانى است . اصلش شيرازى كه در آخر حال در جهرم - كه از قصبات شيراز است - اقامت داشت و تا سال 910 در قيد حيات بود . وى را مكاتيب بسيارى [ قريب 500 نامه ] است كه در جواب نامههاى شاگردان اخلاقيش نگاشته و در مجموعهاى كه شاگردانش جمعآورى كردهاند و به چاپ رسيده و مجلّدات عديده شده است .
گفتار
- مادام كه قواى جسمانيّة مطيع روحند و هر يك در جاى خويش قرار گرفته و به كار خويش مشغول ، مملكت بدن آرميده است و مطمئن . هر نور كه از غيب لامع مىشود و هر ندا كه از وراى حجب مىرسد مرئى و مسموع مىگردد و امّا گاهى كه قواى جسمانيّه از تحت سلطان روح بيرونند ، شهرستان بدن پرآشوب و غوغاست و از حركات خارجه از اعتدال ايشان تمام مملكت دود و غبار گرفته ، صفت
ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها
« 1 » . » ؛ ( تاريكىهايى است كه بعضى بر روى بعضى قرار گرفته است . هر گاه [ غرقه ] دستش را بيرون آورد ، به زحمت آن را مىبيند . ) روى مىنمايد تا ديدههاى بينا نمىبيند و گوشهاى شنوا از فرط دهشت و بهت و تصادم اموات و تقارع حركات نمىشنود
لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها
« 2 » ؛ ( [ چرا كه ] دلهايى دارند كه با آن [ حقايق را ] دريافت نمىكنند ، و چشمانى دارند كه با آنها نمىبينند ، و گوشهايى دارند كه با آنها نمىشنوند . . . .
تهاون به طاعت و اقتراف معصيت در چنين حال دست مىدهد كه ظلمت و غبار از حركات خارجه قواى جسمانيه متولّد مىشود و نور ايمان كه اثر تابش جوهر روح است ، در تحت اغطيهى آن مستتر و متوارى مىگردد « كما ورد فى الحديث : « لايزنِ الزانى حين يزنى و هو مؤمن » اى ظاهر الإيمان » ؛ ( زناكار هنگام زنا ايمان ندارد ، يعنى ظاهر
هامش
( 1 ) . سورهى نور ، آيهى 40 .
( 2 ) . سورهى اعراف ، آيهى 179 .