مصائب او ، بريده است و به حق آن چه كه سبك كرده است برايشان سختىها و رنجها را بر آن چه ايشان آرزوى آن را دارند از داخل شدن در حفاظت او و اميد رسيدن به رضايت او .
گفتم : مرا موعظتى فرما ، گفت :
« المواعظ فينا و فيكم مجتمعةٌ ، و إن أتّعظنا ، قلتُ : و كيف ذاك ؟ قال : ضَعف الأبدان بعدَ القوّة ، و وهنّ الأركان بعد الشّدّة . قلتُ : و ما هذا ممّا سألتُك . »
موعظهها در ما و در شما جمع است ، اگر موعظه شويم ، گفتم : آن چگونه است ؟
گفت : ضعيف شدن بدنها بعد از قوى بودن و سست شدن اعضا بعد از سختى ، گفتم : اين از آن چيزهايى نيست كه از تو سؤال كردم .
شروع كرد به گريه و پس از آن گفت :
« إنتقال الحالات للممرّ السّاعات ، فعند ذلك فناء الآجال و منقطع الأعمال . »
منتقل شدن حالات در گذر زمان ، پس در اين هنگام عمرها فانى شده و اعمال قطع مىشود . « 1 »
( 2727 ) سيّد قاسم
اهل معرفت و شاگرد اخلاقى مجسّم مكّى است .
( 2728 ) بابا قاسم
از مشاهير عرفا و يكى از هفت تن باباست كه در اصفهان مدفونند . مزارش نزديك مزار صاحب بن عبّاد اسماعيل در طوقچى اصفهان قرار دارد .
هامش
( 1 ) . حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 131 .