( كسى كه طلب كند و جديّت داشته باشد مىيابد . )
- اصل اين حديث آن است كه مرد را به خود باز نگذارند ، رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليهوآلهوسلّم - مىفرمايد :
« لا تطلنى إلى نفسى طرفة عين و لا أقلّ من ذلك . »
خدايا ! مرا يك چشم بر هم زدن به خود وامگذار و نه كمتر از آن .
- در بيابان بودم ، گرسنگى بسيار به من غلبه نمود ، خواستم از خدا طلب طعام كنم ، با خود گفتم : ادب متوكلين اين نمىباشد ، خواستم طلب صبر از خدا بر اين امر نمايم ، چون بدين فكر شدم شنيدم هاتفى مىگويد :
أيجهل انّنا منه قريب * و إنّا لانضيع من أتانا
آيا نمىداند كه ما به او نزديكيم و ما ضايع نمىكنيم كسى را كه نزد ما آيد .
يريد أبوسعيد سؤال صبر * كأنّا لا نراه و لا يرانا
ابوسعيد مىخواهد كه سؤال صبر كند ، مثل اين كه ما او را نمىبينيم و ما را
نمىبيند . « 1 »
- ما بين خالق و مخلوق ، عرش و كرسى حايل نشود ؛ بلكه پندار خودبينى از ميان برگير تا به خداى نزديك شوى .
شعر
- نازار دلى را كه تو جانش باشى * معشوقهى پيدا و نهانش باشى
زان مىترسم كه از دل آزارى تو * دل خون شود و تو در ميانش باشى
غازى بره شهادت اندر تك و پوست * غافل كه شهيد عشق فاضلتر از او است
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 369 ؛ تذكرة الاولياء ؛ نامه دانشوران .