من مىگويم ؟ گفتم : سخن آن است كه تو مىگويى ، پس از آن گفت : به خدا سوگند ، من در شگفتم . محبوب من سورهى فاتحة الكتاب را به من داده است و آن خدمتكار من است [ و هر چه بخواهم با آن مىكنم ] . واللَّه هرگز مرا فاتحه از وى مشغول نساخته است و حجاب من نشده است . « 1 »
( 2662 ) فاطمه بردعيّه « 2 »
از عارفان بزرگوار است . اصلش اردبيلى و در آن جا ساكن بود .
گفتار
- يكى از اهل معرفت از وى دربارهى قول رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - كه فرموده :
خداوند مىفرمايد :
« أنا جليس مَن ذكرنى . »
من همنشين كسى هستم كه مرا ياد كند .
سؤال كرد . پس از آن كه با سايل سخنانى گفت ، ادامه داد :
« إنّ الذّكر أن تشهد ذكرَ المذكور لك مع دوام ذكرك له ، فَيفنى ذكرُك فى ذكره ، و يَبقى ذكرُه لك حين لا مكانٍ و لا زمان . »
ذكر آن است كه شاهد باشى ياد مذكور را براى خويش با دوام ذكرت نسبت به او ، پس ياد تو در ياد او فانى شده و ياد او براى تو باقى باشد ، آن جا كه مكان و زمانى نيست . « 3 »
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ، نفحات الانس ، شمارهى 608 ؛ الفتوحات المكيه ، ج 2 ، ص 347 .
( 2 ) . بَرْدَعَه و يا بَرْذَعَه ، شهر بزرگ واقع در آخرين نقطههاى جمهورى آذربايجان در 9 فرسنگى گنجه كه اكنون خراب گرديده است .
( 3 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 598 .