( 2350 ) شيخ علاءالدّين خوارزمى « 1 »
صاحب رياضات و عبادات و كرامات است . امام عبداللَّه يافعى - متوفى به سال 768 - وى را ديدار كرد .
حكايت
امام يافعى از وى نقل مىكند كه مىگفت : در بعضى از ساحلهاى روم « 2 » گوشه گرفته بودم . روز عيد فطر به دهى از دهات مسلمانان براى نماز عيد رفتم ، چون بازگشتم شخصى را در خلوت خانه خود ديدم كه به نماز ايستاده ، ولى آثار قدمى بر ريگهاى درب خلوت من نبود . تعجّب كردم كه وى از كجا آمده است ؟ پس از نماز شروع به گريهى سختى كرد . در فكر شدم كه روز عيد براى وى چه آورم ؟ رو به من كرد و گفت :
اى فلان ! فكر مكن در غيب است ، آن چه تو نمىدانى ! اگر آب دارى بياور . به قصد آوردن آب رفتم و ديدم كنار آفتابه ، دو نان گرم و مغز بادام بسيار است . آن را برداشته نزد وى آوردم ، نان را پاره كرد و مغز بادام را پيش من ريخت و گفت : بخور و خود ايستاد و از آن مغز به من مىداد ، اما خود نخورد مگر يك يا دو مغز بادام . مرا تعجب فروگرفت كه اين چه حكايتى است ؟ گفت : اين امرى غريب نيست ، خداى را بندگانى است كه هر جا باشند ، هر چه خواهند بيابند . باز تعجّبم زياده گشت . گفتم : از وى طلب مؤاخاة كنم .
گفت : تعجيل مكن كه باز به تو خواهم آمد ، انشاءاللَّه و از من غايب گشت ، ندانستم از كجا رفت ، شب هفتم شوال آمد و با من عقد مؤاخات ببست . « 3 »
هامش
( 1 ) . خوارزمى / خوارزميّه : منسوب به خوارزم ناحيهاى معروف و وسيعى واقع در كنارهى رود جيحون ( آمودريا ) در آسياى ميانه .
( 2 ) . روم : آسياى صغير ، منطقهاى كه از شرق و شمال به تركستان و خزر و روسيه و از جنوب به شام و اسكندريه و ازمغرب به دريا و اندلس ( اسپانيا و پرتغال ) محدود مىگردد .
( 3 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 556 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 301 .