والعطاء والجفاء والوفاء ، أكلُه كجوعه ، ونومه كسهره ، وقد فنيت حظوظه ، وبقيت حقوقه ، ظاهره مع الخلق ، وباطنه مع الحقّ ، وكلّ ذلك منقول من أحوال النبىّ - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - . »
برترين چيزها نزد خوبان ، شمارش نفسهاست . پس مقام مريد ، مجاهده كردن و به زحمت افتادن و خوردن تلخىها و دورى از بهرهمندىها و منفعت نفس مىباشد و مقام متوسط سوارشدن بر خطرات در طلب مقصود و مراعات راستى در حالات و به كار بستن ادب در مقامات است و آن به آداب منزلها طلب مىشود و او صاحب رنگارنگ شدن است ؛ زيرا از حالى به حال ديگر ارتقاء پيدا مىكند و رو به فزونى است و مقام كسى كه به نهايت رسيده ، از خود بىخود شدن و ثبات پيدا كردن و اجابت كردن حقّ از آن جا كه او را مىخوانده است و به تحقيق از مقامها و منزلها گذشته ، در حالى كه در جايگاه تمكين و ثبات - در حالات توحيدى - قرار گرفته به گونهاى كه حالات ، او را دگرگون نمىكند و امور خطرناك در او تأثير نمىگذارد ، همانا حالش در سختى و راحتى و ممنوع شدن و رسيدن و جفا و وفا يكسان است . خوردنش مانند گرسنگى است و خوابيدنش مانند بيدارى ؛ در حالى كه بهرههايش نابود شده و حقوقش باقى است ، ظاهرش با خلق است و باطنش با حقّ است و تمامى اينها از حالات پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - نقل شده است .
- اوّل و وسط راه خدا عمل است و آخرش موهبت . علم ، پرده از مراد برمىدارد و عمل ، شخص را كمك بر طلب مىكند و موهبت ، سالك را به غايت آرزو مىرساند .
- اهل سير الى اللَّه بر سه دستهاند : يا مريد طالبند و يا متوسط طاير و پروازكننده و يا منتهى و اصل ؛ مريد ، صاحب وقت است و متوسط ، صاحب حال و منتهى ، صاحب يقين . « 1 »
هامش
( 1 ) . آن طورى كه از كتاب عوارف المعارف شاگردش عمر بن محمّد ظاهر مىشود ، نام وى عبدالقاهر بن عبداللَّه است ؛ زيرا در هر كجا حديث از وى نقل مىكند مىگويد : حدثنا شيخنا شيخ الاسلام ابوالنجيب عبدالقاهر بن عبداللَّه بن محمّد سهروردى و مخفى نماند كه كتاب عوارف به نام وى چاپ شده ولى اشتباه است .