گونه بندگى و شرك ؟ ! سر به طرف من بلند كرد و گفت :
« إستغفر اللَّه ممّا حدّثتَ به نفسك ، فما عبدته حتّى عرفني به . »
طلب آمرزش بكن از خداوند به جهت آنچه كه در دلت گذشت ، او را عبادت نكردم تا اين كه خود را به من شناساند .
گفتم : در همين لباسها ؟ گفت : لباسهايى است كه خود را از مردم مىپوشم .
پرسيدم :
« ماتقول في الاسلام ؟ قال : هو الاستسلام . »
چه مىگويى دربارهى اسلام ؟ گفت : اسلام همان تسليم شدن است .
دانستم مسلمان است ، گفتم : مرا دعا كن ، گفت :
« ارشدك اللَّه إلى الطريق إليه . »
خدا تو را به راه خودش راهنمايى نمايد !
از او جدا شدم و رفتم . « 1 »
( 1522 ) ذوالنون نور بخش تبريزى
صاحب مكاشفات صورى و معنوى و متصف به صفات الهى است كه مزارش در محلهى شش گيلان تبريز در تكيهاى قرار دارد . بر لوح مزارش چنين نگاشته شده :
« الفاني في اللَّه ، الباقي باللَّه ، هذه الروضة الشريفة للشيخ الأعظم ، مرشد الطوائف بين الامم ، شمس الحقيقة والتقوى ، شيخ ذوالنّون النور بخش تبريزى . »
فانى در خدا و باقى با او ، اين قبر شريف شيخ اعظم ، مرشد طايفههايى بين
هامش
( 1 ) . كرامات الأولياء .