تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
گونه بندگى و شرك ؟ ! سر به طرف من بلند كرد و گفت : « إستغفر اللَّه ممّا حدّثتَ به نفسك ، فما عبدته حتّى عرفني به . » طلب آمرزش بكن از خداوند به جهت آن‌چه كه در دلت گذشت ، او را عبادت نكردم تا اين كه خود را به من شناساند . گفتم : در همين لباس‌ها ؟ گفت : لباس‌هايى است كه خود را از مردم مىپوشم . پرسيدم : « ماتقول في الاسلام ؟ قال : هو الاستسلام . » چه مىگويى درباره‌ى اسلام ؟ گفت : اسلام همان تسليم شدن است . دانستم مسلمان است ، گفتم : مرا دعا كن ، گفت : « ارشدك اللَّه إلى الطريق إليه . » خدا تو را به راه خودش راهنمايى نمايد ! از او جدا شدم و رفتم . « 1 »

( 1522 ) ذوالنون نور بخش تبريزى

صاحب مكاشفات صورى و معنوى و متصف به صفات الهى است كه مزارش در محله‌ى شش گيلان تبريز در تكيه‌اى قرار دارد . بر لوح مزارش چنين نگاشته شده : « الفاني في اللَّه ، الباقي باللَّه ، هذه الروضة الشريفة للشيخ الأعظم ، مرشد الطوائف بين الامم ، شمس الحقيقة والتقوى ، شيخ ذوالنّون النور بخش تبريزى . » فانى در خدا و باقى با او ، اين قبر شريف شيخ اعظم ، مرشد طايفه‌هايى بين
هامش
( 1 ) . كرامات الأولياء .