مشغول طاعت و بندگى بود و به غير حق تعالى التفاتى نداشت . بنابر عللى به هندوستان رفته و در بندر سورت « 1 » اقامت كرد . چند روز به مرگش اظهار نمود كه از جهان سير شدهام و بدون هيچ علّتى از دنيا درگذشت .
شعر
- ز مرده كودك بيدل چنان نمىترسد * كه من زديدن اين زندگان هراسانم
اين عمر به باد نو بهاران ماند * وين عيش به سيل كوهساران ماند
زنهار چنان بزى كه بعد از مردن * انگشت گزيدنى به ياران ماند « 2 »
( 742 ) ادريس ابن يحيى خولايى مصرى
اهل معرفت ، عاقلى ربّانى و از كسانى است كه با بشر حافى - متوفى به سال 227 - و اصحاب معروف كرخى مصاحبت داشت . « 3 »
( 743 ) مولانا درويش ادهم
از اولياى الهى است كه مزارش در تبريز نزديك مزار خواجه رشيد الدّين محمد قرار دارد . « 4 »
هامش
( 1 ) . سورت : شهر بندرى در هند كه در شمال بمبئى واقع است .
( 2 ) . رياض العارفين ، ص 276 .
( 3 ) . حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 8 ، ص 319 .
( 4 ) . روضه اطهار ( تاريخ حشرى ) ، شمارهى 30 .