پرش به محتوای اصلی

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحه 194

پدیدآورندگان:

ص۱۹۴
سال‌ها در كوى تو بوديم و لافى مىزديم * گر مرا گويى : برو زين در به خوارى ، چون كنم ؟ دشمن بيرونى و بيگانه بس آسان بود * چون كنم گر دشمنى بر من گمارى ؛ چون كنم ؟ حاصل هر آدمى از عقل و جان و دل بود * چون عنان عقل و جان و دل تو دارى ، چون كنم ؟ آب و آتش دارم از مهر تو اندر جان و دل * در ميان آب و آتش سازگارى چون كنم ؟ مر مرا گويند هر كس كه راهِ حق رود * پاسبانى مىنمايم ، شهريارى چون كنم ؟ بوالحسن گويد : الهى ! مستم از پيمان تو * مست ، بىسامان بود ، پرهيزگارى چون كنم ؟ « 1 »

( 253 ) امام ابوالحسن حزازم

( 254 ) ابوالحسن زهيدى فارسى « 2 »

پاورقی
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، در ذكر اولاد شيخ الاسلام . ( 2 ) . فارسى / فارسيّه : منسوب به فارس ناحيه و استانى معروف واقع در جنوب ايران .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحه 194 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)