فِى الْمَكانِ بِهِ . » « 1 »
ستايش خدايى را كه چنان در سربلندى پيشى گرفته است كه هيچ چيز برتر از او نيست و چنان نزديك است كه هيچ چيز نزديكتر از او نيست . بنابراين ، نه بلندپايگى او ، او را از آفريدهها دور ساخته و نه نزديكى او ، او را با آنها در يك جا گردآورده است .
اشراق حق تعالى به طالبين
در عين اين كه نور او ، همه جهان هستى را روشن نموده و از اوست كه همه مظاهر بود دارند ، هيچ موجودى نيست كه به حضرتش در تمام لحظات ( دانسته و ندانسته ) توجه نداشته باشد و از نور او استمداد نجويد . پس حضرت حقّ در اشراق خود ، نور دهنده به طالبين مىباشد : « وَفِى إِشْراقِهِ مُنِيرٌ » كه :
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 2 » .
خدا نور آسمانها و زمين است .
عدم نياز خداوند به اسباب و مسببات و يار و ياور
نيز در عين اين كه سلطه و سلطنت بر ذرّات جهان هستى دارد ، سلطنت او سبحانه آنگونه نيست كه طلب يار و ياور داشته باشد و بىاسباب و مسبّبات و مظاهرش نتواند امور جهان هستى را عهدهدار شود كه :
يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ
« 3 »
نزديك است كه روغنش . هر چند بدان آتشى نرسيده باشد ، روشنى بخشد ؛ روشنى بر روى روشنى است ، خدا هر كه بخواهد با نور خويش هدايت مىكند .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 49 .
( 2 ) . سورهى نور ، آيهى 35 .
( 3 ) . سورهى نور ، آيهى 35 .