خدايى ، همان كه خدا مردم را بر آن سرشته است . ) را اختيار نمودهاند و فرمان :
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً
« 1 » ؛ ( پس روى خود را با گرايش تمام به حقّ ، به سوى اين دين كن . ) را به گوش جان شنيده و توجه خويش را به آن داشته و از حمل امانت :
وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ
« 2 » ؛ ( و انسان آن را برداشت . ) سر باز نزدهاند و بر عهد عبوديت :
أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ * وَ أَنِ اعْبُدُونِي هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ
« 3 » ؛ ( اى فرزندان آدم ، مگر با شما عهد نكرده بودم كه شيطان را مپرستيد ، زيرا وى دشمن آشكار شماست ؟ و اين كه مرا بپرستيد اين است راه راست . ) صادق ماندهاند و در :
بَلى شَهِدْنا
« 4 » ؛ ( آرى ، گواهى داديم . ) گفتن از اخذ ميثاق :
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ
« 5 » ؛ ( آيا پروردگار شما نيستم ؟ ) كوتاهى و غفلت نكردهاند و همواره در اين جهان به عبوديّت و غرض غايى از خلقت :
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
« 6 » ؛ ( و جنّ و انس را نيافريدم ، جز براى آن كه مرا بپرستند . ) نظر داشتهاند و در تسبيح و تحميد و خضوع و خشوع ، با همه مظاهر همپيمان بودهاند و برتر از آنان خداوند را مىخواندهاند ، چگونه ممكن است محبوب همه مظاهر مجرّده و مادّى نباشند ؟ دليل بر اين محبوبيّت ، نسبت به برگزيدگان و حجج الهى - عليهمالسّلام - در هر زمان ، همان ولىّ النعمة بودن اين افراد است ، به حساب منزلت و مقام خلافتى كه ايشان - عليهالسّلام - نسبت به تمام خلايق و ذرّات جهان هستى دارند .
در زيارت سيّدالشهداء - عليهالسّلام - مىخوانيم :
« مَنْ أَرادَ اللَّهَ بَدَأَبِكُمْ . . . بِكُمْ تُنْبِتُ الْأَرْضُ أَشْجارَها ، وَ بِكُمْ تُخْرِجُ الْأَرْضُ أَثْمارَها ، وَ بِكُمْ تُنْزِلُ السَّماءُ قَطْرَها وَ رِزْقَها . . . . إِرادَةُ الرَّبِّ فِى مَقادِيرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَيْكُمْ وَ تَصْدِرُ مِنْ بُيُوتِكُمْ . » « 7 »
هر كس خواهان خدا گردد ، از شما آغاز مىكند . . . زمين به [ واسطهى ] شما
هامش
( 1 ) . سورهى روم ، آيهى 30 .
( 2 ) . سورهى احزاب ، آيهى 72 .
( 3 ) . سورهى يس ، آيات 60 و 61 .
( 4 ) . سورهى اعراف ، آيهى 172 .
( 5 ) . همان .
( 6 ) . سورهى ذارايات ، آيهى 56 .
( 7 ) . كامل الزيارات ، ص 197 ، زيارت 2 .