عَمِلُوا وَ ما رَبُّكَ بِغافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ
« 1 »
اين به خاطر آن است كه پروردگارت ، هيچ گاه شهرها و آبادىها را با ظلم و ستم و در حالى كه اهالى آن غافل باشند ، از بين نمىبرد و براى هر كدام به واسطهى اعمالشان ، درجات و پايههايى است و پروردگارت از آن چه عمل مىكنند ، غفلت ندارد .
- هذا ذِكْرٌ وَ إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ جَنَّاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ الْأَبْوابُ
« 2 »
اين يادكردى است و به راستى تقوى پيشگان را بازگشت [ يا : بازگشتگاهى ] نيكو خواهد بود ، بهشتهاى عَدْن و جاودانه كه درهاى آن برايشان گشوده است .
- وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ
« 3 »
و به راستى كه جهنّم ، وعدهگاه همهى آنهاست ، كه هفت در دارد و براى هر در ، بخشى قسمت [ و معيّن ] شده است .
از تمام آيات فوق استفاده مىشود كه درهاى بهشت و جهنم را هر كس در اين عالم مىتواند با عمل ، به روى خود بگشايد و يا ببندد ، اما اين كه درهاى بهشت و جهنم هر كدام آثار چه عملى است ؟ بحثى است جداگانه كه با مراجعه به كتاب و سنّت مىتوان آنها را به دست آورد .
لزوم بهرهگيرى عمل از تلاوت قرآن
در بخش سوم : « وَ وَفِّقْنِى فِيهِ لِتِلاوَةِ الْقُرْآنِ » نمىتوان گفت تنها خواندن كتاب الهى اراده شده ، بلكه اين تقاضا براى آن است كه هر خواننده بهره معنوى از خواندنش بگيرد تا سبب گشوده شدن درهاى بهشت در اين عالم ( با اعمال صالحه و تنبّه او ) گردد و برعكس ، درهاى جهنم ( با ترك منهيّات الهى ) در اين جهان مسدود شود . دليل بر اين احتمال ، دعاهايى است كه از معصومين - عليهمالسّلام - در ختم قرآن وارد شده و از آن
هامش
( 1 ) . سورهى انعام ، آيات 131 و 132 .
( 2 ) . سورهى ص ، آيات 49 و 50 .
( 3 ) . سورهى حجر ، آيات 43 و 44 .