خداوند متعال از ايشان چه چيز را خواسته و چه چيز نزد او مبغوض مىباشد .
امّا دربارهى علت اين كه امور سى و پنجگانه بعد از بخشهاى گذشته كه سخن از مغفرت و عافيت و غيره بود آمده است ، مىتوان گفت سبب آن است كه بشر عادّى به اقتضاى عالم خاكى و جهلش ، همواره در خطر سقوط مىباشد ( اگر چه عنايات الهى گهگاهى شامل حالش شود و از خطرات عالم طبع برهد ) علاوه با استعاذهى به امور سى و پنجگانه به او مىفهمانند كه اينها امور مخاطرهآميزى هستند كه صاحبش را از غرض غايى خلقت بازداشته و مىدارند و بايد شخص مؤمن خود را از آنها پرهيز دهد .
( 589 )
« أَللَّهُمَّ ! بِكَ أَحْيا ، وَ بِكَ أَمُوتُ ، وَ إِلَيْكَ النُّشُورُ ، وَ أَنْتَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ . » « 1 »
خداوندا ! تنها به تو زندهام و به تو مىميرم و برانگيخته [ و زنده شدن ] به سوى توست و تو بر هر چيز توانايى .
حشر و نشر دايمى موجودات به حق تعالى
نكتهاى كه در چند جملهى فوق است درباى « بك » مىباشد ؛ زيرا نفرموده : حيات و موت من از توست ، بلكه فرموده : حيات و موتم به توست . بيان اوّل به تفكر نادرست كنار بودن خداوند از مظاهرش و از انسان اشاره دارد ، تعالى اللَّه عن ذلك ! ولى بيان دوم كه دعا به آن اشاره مىفرمايد ، كتاب و سنّت نبوىّ - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - و عقل و شهود آن را امضاء مىكنند ؛ چرا كه استوارى عالم ملك و خلقى ، به ملكوت و امرى و اسمايى و ذاتى الهى ( كه جداى از آن نيست ) مىباشد و به همين حساب همواره و هر لحظه به
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 233 .