قابليت رسيدن همهى بندگان به كمالات انسانى
غرض از ذكر جملههاى فوق ، آگاهى دادن خوانندگان عزيز است بر اين كه آنان قابليّت رسيدن و نايل شدن به كمالات انسانيّت را دارند ، چنان كه امر به تقاضاى آن شده است ؛ زيرا همان گونه كه خداوند برجستگانش ( انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - ) را بر فطرت توحيد خلق فرموده و به آنان تعليم نامها و عرض امانت نموده و اخذ ميثاق گرفته ، ديگران را هم مشرّف به اين شرافت فرموده است ، با اين تفاوت كه آنان را مقام و منصب انتصابى و پيشوايى امّت نيز عطا فرموده و به پاكى طينت و فراموش نكردن عهد عبوديّت و ميثاق ازلى موفّق ساخته و ديگران هم با پيروى از راهنمايىهاى آنان ، از تاريكىهاى عالم طبيعت خارج شده و به قدر ظرفيّتشان به فطرت و عهد ازلىشان توجه مىنمايند و چنان كه در بخش پنجم نيز اشاره و يا تصريح به اين مطلب شده بود .
( 558 )
« وَ أَعْطِنِى فِى مَجْلِسِى هذا مَغْفِرَةً تُؤْمِنُنِى بِها مِنْ ذُنُوبِى ، وَ اعْصِمْنِى فِيما بَقِىَ مِنْ عُمْرِى . » « 1 »
و در همين نيشمنگاهم آمرزشى به من عطا فرما ، كه مرا به واسطهى آن از گناهانم ايمنى بخشى و در باقيماندهى از عمرم ، معصوم و محفوظ بدار .
مغفرت خاصّ ؛ رسيدن به مقام مخلَصيّت
ممكن است مراد از « مَغْفِرَةً تُؤْمِنُنِى » كه با مسألت نمودن و استجابت آن ، شخص از گناهان محفوظ و در بقيّه عمر نيز از خطا بر حذر مىشود ، همان نايل شدن به مقام مخلَصيّت و خروج از حجابهاى عالم بشريّت و توجّه به آن باشد .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 216 .