خداوندا ! همان گونه كه رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - را در جنگ « بدر » و يا « حنين » قوّت بخشيدى ، به من نيز قوّت معنوى عطا فرما تا بر مشكلات عالم خاكىام در اين جهان غالب آيم و به غرض غايى از خلقتم نايل گردم و جملهى « وَ تَسُدُّ بِهِ خَلَّتِى » ، اشاره به آن است كه پروردگارا ! هرگاه موانع ياد شده بخواهند ميان من و تو حجاب و فاصله و جدايى حاصل نمايند ، تأييدم فرما تا بر آنها غالب آيم .
البته بايد توجّه داشت ، مفهوم درخواست ياد شده در اين فراز نسبت به مقام و منزلت خوانندگان - از معصوم - عليهالسّلام - گرفته تا مؤمنان معمولى - متفاوت است و در هر مورد بايد به گونهاى كه مناسب مرتبت ايمانى آنان است معنا شود .
( 333 )
« أَللَّهُمَّ ! لا تَجْعَلِ الدُّنْيا لِى سِجْناً ، وَ لا تَجْعَلْ فِراقها لِى حُزْناً . » « 1 »
خدايا ! دنيا را براى من زندان و جدايى از آن را مايهى اندوه من قرار مده .
درخواست رهايى از زندان عالم طبيعت
قطعاً دنيا براى امام - عليهالسّلام - و مؤمنان واقعى زندان است . بنابراين ، مفهوم مجموع و دو جمله فوق ، تقاضاى عدم دلبستگى به دنيا است تا بود و نبود آن همواره در نظر انسان يكسان بوده و گرفته شدن و نبود آن ، سبب زندان شدن آن براى انسان نگردد .
البته اين بيان را نسبت به مقام امام معصوم - عليهالسّلام - بايد به گونهاى در نظر گرفت و معنا نمود كه با مقام آن بزرگوار منافاتى نداشته باشد و تقاضاى آن نسبت به ديگران ، در واقع درخواست منزلت والاى زهد است ، در حديث آمده است :
« أَلزُّهْدُ كُلُّهُ بَيْنَ كَلِمَتَيْنِ مِنَ الْقُرْآنِ : قالَ اللَّهُ سُبْحانَهُ :
لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ
« 2 » وَ مَنْ لَمْ يأْسَ عَلَى الْماضِى ، وَ لَمْ يَفْرَحْ بِالْآتِى ، فَقَدَ
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 159 .
( 2 ) . سورهى حديد ، آيهى 23 .