صادق ( ع ) فرمودند : به خدا يك نفر هم ندارم . بعد فرمودند ما مىدانيم چه وقت قيام كنيم ؛ هروقت اينطور ياورها پيدا كرديم ، قيام مىكنيم « 1 » به اين مىگويند مقام تسليم در مقابل ولايت ، مقام خضوع در مقابل امر امامت ، و مقام خشوع در مقابل قرآن .
مشكل ، اما لازم است
بالاخره تعبد و تسليم در مقابل خدا و پيغمبر و ولايت و اوامر و نواهى آنها براى همه بايد باشد . اما ما طلبهها بايد به چنين جايى برسيم . البته مشكل است ؛ رياضتها مىخواهد ، نماز اول وقت مىخواهد ، اجتناب از گناه مىخواهد ، اما مهمتر از همه بايد ديو از دل بيرون رود تا فرشته درآيد ، بايد در دل تكبر نباشد ، بايد در دل خوديت ، منيت و تفرعن نباشد ، بايد در دل غرور ، چه غرور علمى ، چه غرور جوانى و چه غرور شهرت ، نباشد و بايد در دل عجب ، مخصوصاً عجب علمى نباشد . وقتى اين ضدها بيرون رفت آن ضد ، خود ، مىآيد . وقتى ظلمت رفت نور مىآيد ، ولى تا ظلمت باشد نمىشود نور بيايد . تا اين آلودگيها باشد نمىشود .
بعضى از چيزها را به هركس نمى دهند
بعضى چيزها يك عنايت خاصى روى آنهاست و به همه كس نمىدهند از آن جمله است :
1 - عدالت ، ملكه عدالت و اينكه انسان به جايى برسد كه به طور ناخودآگاه گناه نكند و تقواى دل داشته باشد ، به اين زوديها به كسى نمىدهند .
هامش
( 1 ) - همان ، ص 141 ، بحار ، ج 47 ، ص 123 ، هر دو به نقل از مناقب ابنشهرآشوب ، ج 3 ، ص 362 .