تا غرب ، مؤثر افتاد ، به طوري كه ما در اين كشور اسلامي و پايگاه اسلامي در جهان ، دورهاي بر ما گذشت كه اگر جوان ما ميخواست فرايض خودش را انجام بدهد دچار مشكل بود ؛ يعني اين موج تا درون اين جوامع ريشهدار و عميقاً مذهبي نفوذ كرده بود .
اين دوره گذشت و يكي از نقاط برجسته اين تغيير و تحول و گذر از آن دوره قبلي ورود به دورة فعلي ، وقوع انقلاب اسلامي در ايران بود كه به اقرار دوست و دشمن ، مهمترين علت احياي تفكر مذهبي در جهان امروز ، اعم از اسلامي و غيراسلامي و يا سني و يا شيعي گرديد .
در آغاز سعي كردند آن را مخدوش كنند و بگويند اين اصلاً اسلامي نيست ، اين مخصوص شيعه است ، و يك ملغمهاي است از اسلام تشيع ، ايرانيت ، اما بعدها كه ديدند اصلاً نميتوانند آن را مهار كنند ، حالا ديگر اين حرفها را نميزنند و شما كم ميبينيد كسي در دنيا بگويد كه انقلاب ، انقلاب اسلامي نيست ؛ يعني كاري است كه شيعهها در ايران كردند . ميگويند : اسلامي كه ما طرفدار آن هستيم ، اسلام نوع ايراني نيست ، آن نوع ديگرش است .
بحران ارزشهاي حاكم بر چهاردهه پس از جنگ جهاني دوم ، نه تنها با انقلاب اسلامي تشديد شد ، بلكه جهت را عكس كرد ، يعني نتيجهاش اين شد كه جهت بر عكس شد ، آنهايي كه لامذهب بودند منفعل شدند ، يا مكاتبي كه براساس لامذهبي مبتني بود يا سكولاريزم - سكولاريزم با لامذهبي تفاوتي دارد ، حالا شايد نزديكترين معني فارسياش همين بيديني و لامذهبي باشد و شايد جدايي دين از سياست آن معنايي را كه ماليبراليزم ميبينيم نرساند - منفعل شد . چنين شد كه بالاخره در اين دنيايي كه اين طور به هم پيوسته است و به هم مرتبط است بر اثر تحول و تكاملي كه در وسايل ارتباط جمعي و همچنين ارتباطات ايجاد شده ميبايست نظمي جايگزين نظم قبلي بشود . لذا نظمنوين جهاني را مطرح كردند . عرض كردم ، آنها صداقت ندارند و اين كه طرفدار
تهذيب نفس از ديدگاه قرآن (فارسى) — صفحة 160
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٦٠