تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تهذيب نفس از ديدگاه قرآن (فارسى) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
به وجود آمده ادامه پيدا كند آنچه كه غربيها در طي اين چند قرن سرمايه‌گذاري كرده‌اند ، و تصورشان اين بود كه بتوانند با تسلط بر تكنيك بر دنيا هم بيش از گذشته مسلط بشوند ثمر نخواهد داد . موقعي كه مردم در مقابل بحران ارزشها قرار گرفتند كه حاصلش سرخوردگي اكثريت مردم جهان از لامذهبي و بي‌اعتقادي و بي‌اعتباري ارزشهاي اخلاقي بود ، در عمل به دنبال بحران ارزشها ، و فروپاشي جهان دو قطبي ، و از بين رفتن كمونيزم ، نوعي خلأ به لحاظ سياسي در دنيا و نظم موجود در جهان ايجاد مي‌شود ، و از ديد آنها چيزي كه ممكن است شكل بگيرد - همانطور كه عرض كردم - شكل‌گيري ارزشهاي مذهبي است كه مطابق خواست آنها نيست و از همين رو نظم‌نوين جهاني را مطرح كردند كه يك فريبي بيشتر نيست و قالبي است كه همان محتواي قبلي را دارد . زماني عصر استعمار كلاسيك يا كهنه بود ، بعد شد استعمار نو ، حالا هم اين شكلي از بهره‌كشي است كه مي‌خواهند زير عنوان نظم‌نوين به آن سازمان بدهند و ايجادش بكنند . در همان زماني كه مي‌آمدند كشوري را مي‌گرفتند كه ما مي‌خواهيم اين جا را آباد كنيم ، از همين كلمه استعمار استفاده مي‌كردند . بعداً به واسطه آثار سوئي كه اشغال اين كشورها توسط كشورهاي غربي داشته واژه استعمار از آن معناي مثبتش تبديل شده به يك معناي منفي ، و لذا هر كس اين كلمه را بشنود يك سابقه نفرت‌انگيزي به ذهنش متبادر مي‌شود . قضيه نظم‌نوين جهاني هم جز اين نيست ؛ يعني ساختن جهان و نظم دادن جهان به آن شكلي كه مقصود آنها و در جهت مصالح و منافع آنهاست . اينها همواره مطرح كرده‌اند كه آنچه كه ما مي‌كنيم در جهت مصالح و منافع انسان است . انگليسيها زماني به هند آمدند ، به كشورهاي مختلف آفريقا رفتند ، در جاهاي مختلف حضور داشتند . اگر همان زمان از اينها مي‌پرسيدند ، - اسنادش هست - شما آنجا چه مي‌خواهيد ، جواب مي‌دادند : ما آمديم تمدن را بياوريم ، ترقي را بياوريم ، ولي