قرآن مىفرمايد :
« لو نزلنا هذا القرآن علي جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون » « 1 » .
يعنى وضع قرآن اين طور است كه اگر به كوه هم خوانده شود كوه پاره پاره مىشود ، كوه خاضع مىشود ؛ يعنى اى بشر ، اگر سياهى دل دارى قرآن بخوان خاشع مىشوى . ممكن است يك آيه آنچنان اثرى در تو بگذارد كه راه صد ساله را بتوانى طى كنى . يك آيه را براى فضيل بن عياض خواندند « الم يان للذين
آمنوا ان تخشع قلوبهم لذكر الله » « 2 » اين آيه به قدرى در دل سنگين اثر گذاشت كه يك شبه از عرفاى بزرگ شد .
چيزى كه امشب بايد دربارهاش بحث كنم مطلب سوم است و آن اين است كه سروكار داشتن با قرآن سه مرتبه دارد :
مرتبه اول خواندن قرآن است يعنى همين لفظ آيات قرآنى را خواندن اگر چه تدبر نكنى ، ولو به معنى آن توجه نداشته باشى ، ولو معنايش را ندانى . اين اول مرتبه خواندن قرآن است و همين خواندن قرآن و سروكار داشتن با آن براى دل فوقالعاده نتيجه دارد . مىشود گفت كه از قرآن اعراض نشده است ؛ مىشود گفت كور وارد صف محشر نمىشود ؛ مىتوان گفت از همين خواندن قرآن مىتواند براى غمها و غصهها زياد نيرو بگيرد . تجربه
هامش
( 1 ) . سوره حشر - آيه 21 .
( 2 ) . سوره حديد - آيه 16 .