حضرت برخاست و به دست مباركش 6 عدد نان تهيه كرد . يكى ديگر آمد و گفت : يتيمى هستم ، به
من رحم كنيد ، بار سوم 6 دانه نان را به يتيم دادند . بالاخره آخر شب شد و به قول روايات بار آب افطار كردند و بىشام خوابيدند ، آيه آمد : « انما نطعمكم لوجه الله لانريد منكم جزاء و لاشكورا » .
اگر نان پختهام ، محركم خدا بود از هيچ كس توقع تشكر نداشتهام و اگر به گدا دادم ، به يتيم دادم ، به اسير دادم محركم خدا بود ، چيزى جز خدا در زندگى محرك ندارم .
تقاضا دارم محرك شما خدا باشد ، خانمها ، محرك شما خدا باشد آقايان ، محرك شما خدا باشد نه اين كه بخواهيد ديگران شما را تحسين كنند ؛ يقين داشته باشيد تحسين ديگران كسى را به جايى نمىرساند . اگر شخصيت مىخواهيد با خدا باشيد ، اگر در زندگى خوشى مىخواهيد با خدا باشيد :
« فاي الفريقين احق بالامن ان كنتم تعلمون الذين آمنوا و لم يلبسوا ايمانهم بظلم اولئك لهم الامن و هم مهتدون » « 1 » يعنى اگر مىخواهيد يك زندگى خوش و با امنيتى داشته باشيد كه دل آرام بگيرد ، با خدا باشيد و در زندگيتان گناه نباشد .
« ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات سيجعل لهم الرحمن ودا » « 2 » يعنى اگر كسى با خدا باشد ، كارش به آنجا مىرسد كه محبتش در
هامش
( 1 ) . سوره انعام - آيه 82 و 81 .
( 2 ) . سوره مريم - آيه 96 .