امام صادق ( ع ) در اين جمله به سفيان ثورى فرمود : چون بنده هستى ، بايد هميشه درصدد اين باشى كه خدا از تو راضى باشد . و مواظب باشى و كارى نكنى كه خدا بر تو غضب كند .
معنى بندگى اين است كه به واجبات اهميت بدهى و از گناه اضطراب داشته باشى . گناه هر چه كوچك باشد ، اما براى اين كه بنده است ، از يك گناه خيلى كوچك ، فوقالعاده ناراحت مىشود .
دربارهء يكى از اصحاب رسول اكرم ( ص ) نقل مىكنند كه او در يكى از جنگها كه مسلمانها به جنگ رفته بودند ، او در مدينه مانده و سرپرستى زنها را به عهده گرفته بود .
روزى براى سركشى به خانه رفيقش رفت ؛ چشمش به همسر او افتاد ، وسوسه شده و دست به سينهء آن زن گذاشت . زن كه خيلى ناراحت شده بود به او گفت « النار ، النار » يعنى چه مىكنى ؟ آتش است ، آتش .
اين تذكر تأثير عجيب در آن مرد گذاشت و بىاختيار در كوچه مىگشت و گريه مىكرد و ديوانهوار فرياد مىزد « جهنمى شدم ، جهنمى شدم » از شهر خارج شد و به بيابان رفت .
وقتى پيامبر اكرم ( ص ) از جنگ برگشت ، آيه نازل شد كه توبهء آن مرد قبول شده است .
پيغمبر فرمود : توبهء او قبول و او آمرزيده شده است ، برويد و او را بياوريد . وقتى او را آوردند ، پيغمبر ( ص ) در مسجد نماز
جهاد با نفس (فارسى) — صفحة 284
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٨٤