در روايات مىخوانيم كه يك عدهاى به بهشت مىروند و اينها با پروردگار عالم خلوتها دارند ، پروردگار عالم نظر لطف به اين بندگان دارد : « كلمهم و انظر اليهم سبعين مره فى كل يوم » .
اينها از باب مثال است ، يعنى با اين بندهها خيلى حرف مىزنم و نظر لطف به اينها دارم و بهترين جا در بهشت براى اينهاست ، از مرواريد و در قصرها دارند و غذاى اينها لذتها ، حرفها ، نظرهاى معشوق به عاشق ، نظرهاى مولى به عبد است .
بعد مىفرمايد : چه كسانى هستند كه خداوند اين قدر نظر لطف به اينها دارد ؟ مىفرمايد : مسجونون ؛ خود امام ( ع ) مسجون را معنى مىكند .
« سجنت السنتهم عن الكام و سجنت بطونهم عن الحرام » ، اينها كسانى هستند كه در دنيا دو چيز را خيلى مواظبت مىكردند : يكى مواظب زبانشان بودند ، حرف بيخودى نمىزدند ؛ يكى هم مواظب شكمشان بودند زيرا چيز حرام نمىخوردند .
در روايات مىخوانيم كه اگر كسى مواظب سه چيز باشد حتماً رستگار است : يكى شكمش كه چه مىخورد ؛ يكى زبانش كه چه مىگويد و يكى هم غريزه جنسى او كه متجاوز نشود .
يك نفر معلم يا روحانى بايد مواظب باشد تا حرفهايى ( ولو حرفهاى راست ) كه مردم پسند نيست ، آن هم در زبانش نباشد به قول عربها مگر مىشود هر چهر است است آدم بگويد : « ليس
جهاد با نفس (فارسى) — صفحة 259
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٥٩