و جهت عدم جواز تقديم اينستكه كلمه « ما » بر سر آنها واجد صدارت است از اينرو معمول ممتنع است بر آن مقدّم گردد .
تبصره
در خبر « ليس » اختلاف است ، برخى تقديم آن بر « ليس » را ممنوع دانسته چنانچه كوفيّون و مبرّد و ابن السّراج چنين گفتهاند و بعضى ديگر آن را جايز مىدانند همچون اهل بصره و ابن برهان و فرّاء و زمخشرى و ابن عصفور .
6 - گاه باشد كه افعال مذكور تامّه بوده و نيازى بخبر ندارند و آن در غير فتى و ليس و زال مىباشد مشروط باينكه مضارع « زال » يزال فرض شود نه « يزول » .
7 - گاهى لفظ « كان » زائد واقع مىشود و موارد زائد بودن آن بقرار ذيل است :
1 - بين ما و فعل تعجّب .
2 - بين موصول و صله .
3 - بين صفت و موصوف .
4 - بين فعل و مرفوعش .
5 - بين مبتداء و خبر .
6 - بين جار و مجرور .
8 - گاهى « كان » را با اسم حذف كرده و خبرش را باقى مىگذارند چنانچه بعد از « ان » و « لو » شرطيه اين امر بسيار اتّفاق مىافتد مانند :
الناس مجزيّون باعمالهم ان خيرا فخير .
كه در اصل ان كان عملهم خيرا بوده است .
9 - گاهى « كان » را با اسم و خبرش مجموعا حذف مىكنند و عوض از آنها كلمه « ما » را بعد از « ان » شرطيه مىآورند مانند :
افعل هذا امّا لا
كه در اصل ان كنت لا تفعل غيره بوده است .
قواعد صرف و نحو و روش تجزيه و تركيب (فارسى) — صفحة 53
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٣