معناى مجازى را به معناى موضوع له تشبيه كرد چه آنكه تشبيه شيئى به خودش مستحيل است .
مضافا باينكه مقصود از [ ماء موصوله ] در كلام مصنّف كه گفت :
فالاستعارة ما تضمّن تشبيه معناه بموضوع له .
بقرينه تقسيم مجاز به استعاره و غير استعاره ، مجاز مىباشد درحاليكه اسد در امثله مذكور مجاز نيست زيرا لفظى استكه در موضوع له خود استعمال شده .
ولى در اين تقرير بحث و كلام است زيرا قبول نداريم كه اسد در امثله مذكور در موضوع له به كار رفته باشد بلكه در [ شجاع ] استعمال شده لذا يا مجاز مرسل بوده و يا استعاره مىباشد چنانچه در مثال [ رأيت اسدا يرمى ] اسد يا مجاز مرسل است و يا استعاره مىباشد .
سؤال
مجاز يا استعاره بودن [ اسد ] در مثال [ رأيت اسدا يرمى ] را قبول نداريم زيرا با آن قرينهاى استكه بر مجاز بودنش دلالت مىكند و آن عبارتست از [ يرمى ] ولى در امثله مزبور قرينهاى وجود ندارد تا بواسطه آن اسد را حمل بر مجاز يا استعاره كنيم پس گفته مصنّف صحيح است كه [ اسد ] در امثله مذكور نه استعاره است و نه مجاز بلكه استعمال در موضوع له مىباشد .
جواب
استعمال [ اسد ] در امثله مذكور همانطوريكه گفته شد يا مجازى
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 62
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٢