استعمال شود از تعريف حقيقت خارج است زيرا استعمال آن در دعاء از اين حيث نيست كه براى دعاء وضع شده بلكه از اين حيث استكه [ دعاء ] جزء موضوعله مىباشد .
جواب ديگر از انتقاد مصنف بسكاكى
شارح گويد :
برخى از انتقاد مصنّف بسكّاكى اينطور جواب دادهاند :
در تعريف حقيقت قيد [ اصطلاح يقع به التّخاطب ] مقصود و مراد مىباشد ولى در عين حال سكّاكى بخاطر اينجهت به ذكر آن در تعريف مجاز اكتفاء نمود و از آن در تعريف حقيقت يادى نكرد چون در اين فن بحث از حقيقت ذاتا مقصود نبوده و موردنظر سخن راندن از مجاز مىباشد مضافا باينكه [ الف و لام ] در كلمه [ الوضع ] به معناى عهد است و آن اشاره به وضعى است كه تخاطب به آن واقع شده از اينرو احتياجى به اضافه اين قيد در تعريف حقيقت نيست تا تركش موجب اشكال مزبور گردد .
شارح مىگويد :
در ايندو تقرير و جوابى كه بعض داده است اشكال و ايراد داريم .
اعتراض ديگر بر تعريف سكاكى
بر تعريف مجاز كه سكّاكى نموده اعتراض ديگرى وارد شده به