من بعثنا من مرقدنا ( چه كسى ما را از خوابگاه برميخيزاند ) .
مستعارمنه [ رقاد ] يعنى خواب و مستعارله [ مرگ ] بوده و جامع بين ايندو عدم ظهور فعل مىباشد و روشن است كه جملگى امر عقلى محسوب ميشوند .
تنبيه و تذكر
بايد توجّه داشت زمانى [ رقاد ] به معناى خواب مستعارمنه است كه [ مرقد ] مصدر ميمى فرض شود و استعاره طبق آن اصليّه به حساب آيد يا [ مرقد ] را به معناى مكان نوم و خواب فرض كنيم منتهى تشبيه را در مصدر اعتبار و لحاظ نمائيم زيرا مقصود و مورد نظر اسم مكان و ساير مشتقّات همان معنائى استكه قائم به ذات است يعنى معناى حدثى و مصدرى نه نفس ذات كه مكان يا فاعل و يا مفعول مثلا مىباشد و پرواضح استكه تشبيه را اگر در مقصود اهم و ملحوظ اصلى اعتبار كنيم اولى و بهتر از غير آن مىباشد و انشاء اللّه عنقريب تحقيق بيشترى در اين زمينه در باب استعاره تبعيّه خواهيم نمود
برخى گفتهاند :
عدم ظهور افعال در مستعارله يعنى مرگ اقوى است از عدم ظهور در مستعارمنه در حالى كه شرط جامع در استعاره اينستكه مستعارمنه از اين حيث اقوى باشد .
پس حقّ اينستكه جامع عبارتست از [ بعث ] به معناى برانگيختن و پرواضح است كه اينمعنا در نوم اظهر و اشهر و اقوى است از آن در مرگ چه آنكه بعث از نوم و برخاستن از آن مورد شبهه براى احدى نيست و قرينه
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 123
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٢٣