قوله : و ذلك لانّ الخ : مشاراليه [ ذلك ] تقسيم دلالت و بيان ما هو المقصود منها مىباشد .
قوله : لانّ الدلالة هى كون الشيئ : مقصود از [ دلالت ] مطلق دلالت است چه دلالت لفظ و چه غير ان .
قوله : و الاوّل الدال : يعنى شيئ اوّل را دال گويند .
قوله : و الثانى المدلول : يعنى شيئ دوّم را مدلول گويند .
قوله : و الّا فغير لفظيّة : كلمه [ الا ] يعنى و اگر دال لفظ نباشد .
قوله : كدلالة الخطوط و العقود و الاشارات و النصب الخ : تمام مذكورات مثال هستند براى دلالت وضعيّه غير لفظيّه .
مؤلّف گويد :
مقصود از [ خطوط ] ممكنست دو چيز باشد :
الف : آنچه روى صفحهء كاغذ و امثال آن نوشته مىشود همچون كتابت لفظ [ زيد ] بديهى است كتابت اين لفظ بملاحظه آنكه از دهان خارج نشده بلكه قلم آن را نقش بسته است لفظ نبوده بلكه خط مىباشد .
ب : خطوط هندسى همچون خط مستقيم و منحنى و مثلث و مربّع و امثال اينها و مراد از [ نصب ] بضم نون و فتح صاد جمع [ نصبه ] بر وزن [ غرفه ] بوده و آن عبارتست از علامتى كه براى نماياندن و فهماندن چيزى نصب مىكنند همچون چراغ قرمز كه علامت خطر يا توقّف بوده و چراغ سبز كه كه نشانهء حركت مىباشد .
و منظور از [ عقد ] گرههاى انگشتان است كه در سابق از آنها براى دلالت بر ارقام عددى استفاده مىكردند .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 22
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٢