تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 597

مساهمون:

ص٥٩٧
ليلى مرا تكليف به تحمّل سختيهاى فراقش مىكند درحالىكه قرب و نزديكى او بما دور شده و مصيبتها و امور بزرگ در ميان ما برگشته است . شارح گويد : وجه التفات در آيه شريفه : [ انّا اعطيناك الكوثر ، فصلّ لربّك و انحر ] آنست كه مقتضاى ظاهر اينست كه بجاى [ لربّك ] لنا گفته شود ، سپس در ذيل شعر علقمه در مقام شرح آن مىگويد : كلمه [ طحا ] يعنى ذهب منتهى چون با [ باء تعديه ] آمده به معناى اذهب مىباشد . و معناى [ طروب فى الحسان ] اينست كه براى قلب نشاطى است در طلب زنان صاحب جمال و شوقى است در مراوده با آنها ، و كلمه [ بعيد ] تصغير [ بعد ] است به معناى [ قرب ] و مقصود اين استكه شباب پشت نمود و شروع به انقضاء و سپرى شدن كرد و كلمه [ عصر ] ظرف زمان بوده و به جمله فعليه بعدش يعنى [ حان ] كه به معناى قرب و نزديك شد بوده اضافه شده است . و در [ يكلّفنى ليلى ] التفات است از خطاب در [ بك ] به تكلّم و مقتضاى ظاهر آنست كه [ يكلّفك ] گفته شود ، و فاعل [ يكلّفنى ] ضميرى است كه به [ قلب ] راجع بوده و [ ليلى ] مفعول دوّم است و معناى اين جمله آنست كه : و مىطلبد مرا قلب بوصل ليلى . و در روايتى ديگر كلمه [ يكلّفنى ] با [ تاء ] نقل شده در اين صورت فاعلش [ ليلى ] بوده و مفعول دوّمش محذوف مىباشد و آن عبارتست از
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 597 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى