تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
همچون ارتباط قيام بزيد و معلّق نمودن آن را به او در مثال زيد قائم است ، حال اگر اين تعلّق به نحوى باشد كه بعد از القاء مخاطب سكوت كند و جاى سؤالى برايش نباشد از آن به نسبت تامّه تعبير كنند كه در صورت ايجاب يا سلب خبر و در غير اين صورت انشاء مىباشد . بعضى در تعريف نسبت گفته‌اند : نسبت عبارت است از ايقاع محكوم‌به بر محكوم‌عليه يا سلب آن از آن و بعبارت ديگر ادراك اين معنا كه آيا نسبت بين اين دو ( محكوم‌به و محكوم‌عليه ) مطابق با واقعست يا نيست . شارح مىگويد : در مقام تقسيم كلام به خبر و انشاء اين تفسير خطاء است اگرچه فى حدّ نفسه تفسير بىاشكال مىباشد و وجه خطاء بودنش به لحاظ اينجا اين است كه اين تعريف شامل نسبت انشائى نمىشود و به اين لحاظ جامع افراد نيست ، زيرا ايقاع كه به معناى ادراك مطابق بودن با واقعست يا عدم ايقاع كه اشاره بعدم مطابقت با واقع است در انشاء صحيح نيست بلكه منحصر بخبر است لهذا اين تفسير را مقسم نسبت خبرى و انشائى نمىتوان قرار داد . قوله : لانّه لا محالة الخ : ضمير در [ لانّه ] بكلام راجعست . قوله : على نسبة تامّة بين الطّرفين : به قيد [ تامّة ] نسبت ناقصه همچون نسبت بين قيد و مقيّد در متضايفين و صفت موصوف خارج مىشود . قوله : قائمة بنفس المتكلّم : نسبت باعتبار ظرف وجودش بر سه قسم است : 1 - نسبت كلاميه .