تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
ظواهر قرآنى آن نيست كه مطلب بطور مستقلّ و بدون توقّف بامر ديگر استفاده شود بلكه در اين رهگذر بامر ديگر نيز نياز و احتياج است . و خلاف دوّم ( عدم حجّيّت مطلق ظواهر نسبت به غير مخاطب ) ناظر است به اينكه قبول نيست متعارف بين اهل لسان و رائج نزد ايشان چنين باشد كه غير مخاطبين و آنهائى كه به واسطه خطابات تفهيمشان قصد نشده اعتماد بر آنچه از خطاب استفاده مىشود بنمايند و در اين امر به اصل عدم قرينه در وقت خطاب متمسّك شوند .

نتيجه

در نتيجه بايد گفت برگشت هر دو مخالفت به اين است كه صغراى مطلب مورد منع واقع شده و اساسا مخالفين در اين دو مورد ظواهر قرآن يا مطلق ظواهر نسبت به غير مخاطب را از افراد ظهور و مصاديق آن نمىدانند امّا كبراى مسئله يعنى اينكه حكم از نظر شارع مقدّس در استنباط مقاصد و مراداتش از خطاباتى كه به قصد تفهيم القاء شده همان روش مألوف و مأنوس بين اهل لسان و ابناء محاوره در استفاده مطالب بوده هرگز مورد خلاف و نزاع نبوده و از نظر همگان بدون اشكال مىباشد . شرح مقصود حاصل مقصود مرحوم مصنّف از عبارات مذكور اينست كه : مخالفين در خلاف اوّل نظرشان به اين نكته است كه مجرّد ظواهر قرآنى و خطابات كتاب شريف آسمانى كافى در استفاده مطلب نبوده و در افاده مرادات شارع مستقلّا وافى نمىباشند بلكه جهت اين امر به ناچار از انضمام امر ديگرى همچون اخبار و كلمات شارحين قرآن يعنى حضرات ائمّه معصومين سلام اللّه عليهم اجمعين مستغنى نبوده بلكه به آن محتاجيم . و مخالفين در خلاف دوّم اعتقاد و رأيشان اين است كه در بين اهل محاوره و ارباب لسان چنين رائج و دارج نيست كه غير مقصودين بخطابات به آنها تمسّك كرده و براى رفع يا دفع احتمال خلاف ظاهر به اصل عدم وجود قرينه بر خلاف ظاهر متوسّل شوند بلكه سيره جاريه بين ايشان آنست كه اين روش صرفا بمقصودين خطاب
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 176 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى