نكته اوّل
براى استصحاب تعريفهاى متفاوتى كردهاند كه در ذيل به پارهاى از آنها اشاره مىكنيم :
الف : استصحاب عبارتست از : ابقاء ما كان على ما كان .
ب : اثبات حكم در زمان ثانى اعتمادا بر ثبوتش در زمان سابق .
ج : اثبات حكم در زمانى بخاطر وجودش در زمان پيش از آن .
د : استصحاب عبارتست از تمسّك جستن به ثبوت آنچه در وقت يا حالى ثابت است بر بقايش بعد از آنوقت يا در غير آن حال .
ه : استصحاب عبارتست از نفس متيقّن الوجود بودن حكم يا وصفى در زمان سابق و مشكوك البقاء بودنش در زمان بعد .
و : استصحاب عبارتست از حكم ببقاء نمودن حكمى كه در وقت يا حالى ثابت بوده بخاطر آنكه در زمان اوّل وجود و ثبوت داشته و در زمان بعد علم به زوال و ارتفاعش نداريم .
ز : عبارتست از : ابقاء آنچه در زمان سابق وجود داشته در زمان لاحق اعتمادا بر ثبوتش در زمان اوّل و عدم علم ببقاء يا زوالش در زمان ثانى .
نكته دوّم
اختلاف اين تعاريف نه بخاطر آن باشد كه هركسى حقيقت و ماهيّت استصحاب را چيزى مغاير و مباين با آنچه ديگرى تعريف كرده بداند بلكه اين اختلافات مجرّد اختلاف عبارى و صورى بوده و در حقيقت و واقع تمام به يك معنى اشاره دارند و آن اينست كه :
استصحاب عبارتست از حكم به باقى بودن حكم يا موضوع ذى حكمى كه مشكوك البقاء است .
و منشا حكم ببقاء يكى از سه امر ذيل ممكنست باشد :