Skip to main content

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — Page 1031

Contributors:

P.1031
اين دو زمان در خارج باهم متباين هستند به اين معنا اگر زمان مرگ پدر مثلا بر جمعه منطبق گردد قطعا زمان موت فرزند بر شنبه منطبق مىشود چنانچه در صورت عكس اگر مرگ فرزند روز جمعه باشد مردن پدر قطعا در روز شنبه حادث شده حال در چنين فرضى مىگوئيم : اگر عدم موت پدر را كه در روز پنجشنبه معلوم بوده استصحاب كنيم تا زمان حدوث مرگ فرزند و بگوئيم اصل عدم موت او است تا حدوث مرگ فرزند احتمال دارد مرگ فرزند روز شنبه باشد و لازمه اين احتمال آنست كه احتمالا پدر در روز جمعه فوت كرده باشد در نتيجه زمان شكّ يعنى زمان مرگ فرزند كه بر روز شنبه منطبق شده از زمان يقين كه روز پنجشنبه است به واسطه زمان يقين به مرگ پدر كه روز جمعه است منفصل گرديده باشد در نتيجه يقين به عدم مرگ پدر با شكّ نقض نشده بلكه با يقين ديگرى نقض گرديده است و با وجود چنين احتمالى جايز نيست تمسّك به دليل استصحاب نمائيم چه آنكه تمسّك بعموم دليل فرع آنست كه انطباق عنوان دليل بر مورد محرز و مشخّص باشد و اين معنا بتقريرى كه نموديم منتفى است . قوله : اتّصال زمان شكّه : ضمير در « شكّه » به عدم الحادث راجع است . قوله : به زمان يقينه : يعنى يقين بعدم الحادث . قوله : لاحتمال انفصاله عنه : ضمير در « انفصاله » به زمان شكّ و در « عنه » به زمان يقين عود مىكنند . متن : و بالجملة : كان بعد ذاك الآن الّذى قبل زمان اليقين بحدوث احدهما زمانان : احدهما : زمان حدوثه . و الآخر : زمان حدوث الآخر و ثبوته الّذى يكون ظرفا للشّكّ فى انّه
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — Page 1031 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى