تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1835

مساهمون:

ص١٨٣٥
جمع ايندو نيز بايد آن را عملى كنيم لذا اگر در تثنيه ايندو آخر كلمه تغيير كند در جمعشان نيز بايد آن را تغيير داد و در صورت عدم تغيير در جمعشان نيز نبايد آخر آنها را تغيير داد . مثلا كلمه « زيد » اسم صحيح است در تثنيه‌اش آخر آن را تغيير نداده و مىگوئيم : زيدان و زيدين در جمعش نيز مىگوئيم : زيدون و زيدين . و كلمه « علباء » اسم ممدود است در تثنيه‌اش آخر آن را مىتوان تغيير داد و گفت علباوان در جمعش نيز جايز است بگوئيم : علباوون .

حكم جمع مؤنّث در اسم مقصور و ممدود

مصنّف گويد : و اگر آن را با الف و تاء جمع بستى الف را در جمع قلب كن به همان نحوى كه در تثنيه قلب مىكردى و تاء را از كلمه‌اى كه « تاء » دارد البتّه ملزم باش كه حذف نمائى . شارح گويد : منظور اينست كه اگر هركدام از مقصور و ممدود را خواستى با الف و تاء جمع ببندى قاعده آنست كه الف مقصوره يا همره را مىبايد به ياء يا واو قلب كنى همان طورى كه در تثنيه ايندو چنين مىكردى بنابراين در جمع : مشترى مىگوئى : مشتريات ( اجناس خريده شده ) و در جمع : رحى مىگوئى : رحيات ( سنگ‌هاى آسياب ) و در جمع : متى مىگوئى متيات و در جمع قنى مىگوئى : قنوات ( نيزه‌ها يا كاريزها ) و در جمع : صحراء مىگوئى : صحراوات و در جمع : نبّات مىگوئى : نبّاوات ( تپّه ) و در جمع : قرّاء مىگوئى : قرّاءات ( بسيار قرائت‌كننده‌گان ) . مؤلّف گويد : وجه اينكه همزه در « قرّاءات » به واو يا ياء قلب شده اينست كه همزه اصل و جزء كلمه بوده و از حرفى قلب نشده تا در هنگام جمع باوّلش باز گردد . سپس شارح گويد : كلماتى كه در مفرد به تاء تأنيث ختم مىشود هنگام جمع با الف و تاء لازم است تاء را حذف كرده و سپس الف و تاء را به آن افزود چنانچه قبلا گذشت يعنى در « قناة » و « قرائة » گفتيم قنوات و قراءات .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1835 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى