جمع ايندو نيز بايد آن را عملى كنيم لذا اگر در تثنيه ايندو آخر كلمه تغيير كند در جمعشان نيز بايد آن را تغيير داد و در صورت عدم تغيير در جمعشان نيز نبايد آخر آنها را تغيير داد .
مثلا كلمه « زيد » اسم صحيح است در تثنيهاش آخر آن را تغيير نداده و مىگوئيم : زيدان و زيدين در جمعش نيز مىگوئيم : زيدون و زيدين .
و كلمه « علباء » اسم ممدود است در تثنيهاش آخر آن را مىتوان تغيير داد و گفت علباوان در جمعش نيز جايز است بگوئيم : علباوون .
حكم جمع مؤنّث در اسم مقصور و ممدود
مصنّف گويد :
و اگر آن را با الف و تاء جمع بستى الف را در جمع قلب كن به همان نحوى كه در تثنيه قلب مىكردى و تاء را از كلمهاى كه « تاء » دارد البتّه ملزم باش كه حذف نمائى .
شارح گويد :
منظور اينست كه اگر هركدام از مقصور و ممدود را خواستى با الف و تاء جمع ببندى قاعده آنست كه الف مقصوره يا همره را مىبايد به ياء يا واو قلب كنى همان طورى كه در تثنيه ايندو چنين مىكردى بنابراين در جمع : مشترى مىگوئى : مشتريات ( اجناس خريده شده ) و در جمع : رحى مىگوئى : رحيات ( سنگهاى آسياب ) و در جمع : متى مىگوئى متيات و در جمع قنى مىگوئى : قنوات ( نيزهها يا كاريزها ) و در جمع : صحراء مىگوئى : صحراوات و در جمع : نبّات مىگوئى : نبّاوات ( تپّه ) و در جمع : قرّاء مىگوئى : قرّاءات ( بسيار قرائتكنندهگان ) .
مؤلّف گويد :
وجه اينكه همزه در « قرّاءات » به واو يا ياء قلب شده اينست كه همزه اصل و جزء كلمه بوده و از حرفى قلب نشده تا در هنگام جمع باوّلش باز گردد .
سپس شارح گويد :
كلماتى كه در مفرد به تاء تأنيث ختم مىشود هنگام جمع با الف و تاء لازم است تاء را حذف كرده و سپس الف و تاء را به آن افزود چنانچه قبلا گذشت يعنى در « قناة » و « قرائة » گفتيم قنوات و قراءات .