ذكر خواهيم نمود جملگى بر خلاف اصل مىباشند از اينرو اگر در اسمى دو تا از آنها جمع باشد آن را بفعل شبيه كرده فلذا همانطوريكه فعل جرّ و تنوين قبول نمىكند اسم ياد شده نيز از پذيرفتن ايندو ممنوع شده و بدينترتيب به آن اصطلاحا غير منصرف گويند :
سپس شارح مىگويد :
مصنّف علّت بناء اسم را در شباهتش به حرف حصر نمود و از اين حصر به خوبى برمىآيد كه هيچ شباهتى غير از آن اسم را مبنى نمىنمايد و پيش از مصنّف ابو الفتح و ديگرى اين نكته را تذكّر دادهاند و از ابتكارات مصنّف نيست اگرچه برخى گفتهاند قبل از مصنّف احدى به آن تفوّه ننموده است ولى اين كلام اساس و پايهاى ندارد .
قوله : شبهه بالحرف من وجه واحد : ضمير در « شبهه » به اسم راجع بوده و مقصود از « وجه واحد » تنها يكى از اقسام شباهت است .
قوله : فلابدّ من شبهه بالفعل من وجهين : ضمير در « شبهه » به اسم راجع است .
قوله : و علّله ابن الحاجب : ضمير منصوبى در « علّله » به فرق بين بناء و عدم انصراف راجع است .
قوله : يبعّده عن الاسميّة و يقرّبه ممّا ليس بينه و بين الاسم مناسبة : ضمير فاعلى در « يبّعده » و « يقرّبه » به الشّبه الواحد بالحرف راجع بوده و ضمائر مفعولى در ايندو به اسم عود مىكند و كلمه « من » در « ممّا » به معناى « الى » بوده و مقصود از « ماء موصوله » در آن حرف مىباشد و ضمير در « بينه » به ماء موصوله راجع است .
قوله : و هو كونه كلمة : ضمير « هو » به جنس اعمّ راجع بوده و ضمير در « كونه » به حرف راجع است .
قوله : و ان كان نوعا آخر : يعنى نوعا آخر من الشّباهة .
قوله : الّا اللّه ليس فى البعد عن الاسم : ضمير در « انّه » به شبه الاسم بالفعل
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 86
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٦